تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى ) — صفحة 339

مساهمون:

ص٣٣٩
مانع حمل و قدر شربتش يك مثقال و طبيخ چوب او مجفِّف قروح و آكله [ است ] . [ 1894 ]

حواصل :

از جمله طيور است . سفيد و تيره رنگ نيز مىباشد و از سفيد او پوستين ترتيب مىدهند و پوشيدن او موافق محرورين و گوشت او غليظ و دير هضم و مصلحش مهرا پختن و با دارچينى و ادويهء حارّه تناول نمودن است و روغن او محلّل و مليّن و مقوّى اعصاب و جهت دردهاى بارده نافع است [ و فرو بردن پيه خام او جهت قولنج و مغص مفيد است ] . [ 1895 ]

حوص :

قسب است . [ 1896 ]

حومر :

تمر هندى است . [ 1897 ]

حوت :

سمك است . [ 1898 ]

حور هندى :

مريحه است . [ 1899 ]

حومانه :

اسم عربى طريفلن است . [ 1900 ]

حوارى :

آرد گندم بسيار نرم سفيد است . [ 1901 ]

حوجم :

اسم عربى گل سرخ است . [ 1902 ]

حوران و حومران :

طرخون است . [ 1903 ]

حوراسفندار :

حماحم است . [ 1904 ]

حوك :

بادروج است . [ 1905 ]

حوت الشر :

شفنين بحرى است . [ 1906 ]

حيه :

به فارسى مار گويند و اقسام مىباشد . در آخرِ سوم ، گرم و خشك و در غايت تجفيف و در جذام ، قوىالاثراند و خواص افعى ، مذكور شد . چون ده مار سياه را با چهار رطل روغن زيتون يا كنجد ، در ظرف مس كرده ، سر آن را مسدود كنند كه بخار بيرون نرود پس بجوشانند تا مهرّا شود ، طلاى آن را جهت قوبا و استرخاء سفل و رويانيدن و دراز كردن موى و تحليل خنازير و رفع جذام ، مجرب دانسته‌اند و ضماد خاكستر مار خانگى سياه كه زنده در كوزهء نو كرده در تون حمام سوزانيده باشند با روغن زيتون جهت تحليل خنازير و با سركه جهت دواء الثعلب و داء الحية و اكتحال او با عسل ، به غايت مقوّى باصره و ماليدن پوست سوختهء مار با روغن تخم كتان كه چند روز ممزوج نموده گذاشته باشند جهت نواصير كهنه بسيار مؤثر و قطور مطبوخ پوست او كه در شراب جوشانيده باشند جهت درد گوش و مضمضهء جوشانيدهء او