مانع حمل و قدر شربتش يك مثقال و طبيخ چوب او مجفِّف قروح و آكله [ است ] .
[ 1894 ]
حواصل :
از جمله طيور است . سفيد و تيره رنگ نيز مىباشد و از سفيد او پوستين ترتيب مىدهند و پوشيدن او موافق محرورين و گوشت او غليظ و دير هضم و مصلحش مهرا پختن و با دارچينى و ادويهء حارّه تناول نمودن است و روغن او محلّل و مليّن و مقوّى اعصاب و جهت دردهاى بارده نافع است [ و فرو بردن پيه خام او جهت قولنج و مغص مفيد است ] .
[ 1895 ]
حوص :
قسب است .
[ 1896 ]
حومر :
تمر هندى است .
[ 1897 ]
حوت :
سمك است .
[ 1898 ]
حور هندى :
مريحه است .
[ 1899 ]
حومانه :
اسم عربى طريفلن است .
[ 1900 ]
حوارى :
آرد گندم بسيار نرم سفيد است .
[ 1901 ]
حوجم :
اسم عربى گل سرخ است .
[ 1902 ]
حوران و حومران :
طرخون است .
[ 1903 ]
حوراسفندار :
حماحم است .
[ 1904 ]
حوك :
بادروج است .
[ 1905 ]
حوت الشر :
شفنين بحرى است .
[ 1906 ]
حيه :
به فارسى مار گويند و اقسام مىباشد .
در آخرِ سوم ، گرم و خشك و در غايت تجفيف و در جذام ، قوىالاثراند و خواص افعى ، مذكور شد . چون ده مار سياه را با چهار رطل روغن زيتون يا كنجد ، در ظرف مس كرده ، سر آن را مسدود كنند كه بخار بيرون نرود پس بجوشانند تا مهرّا شود ، طلاى آن را جهت قوبا و استرخاء سفل و رويانيدن و دراز كردن موى و تحليل خنازير و رفع جذام ، مجرب دانستهاند و ضماد خاكستر مار خانگى سياه كه زنده در كوزهء نو كرده در تون حمام سوزانيده باشند با روغن زيتون جهت تحليل خنازير و با سركه جهت دواء الثعلب و داء الحية و اكتحال او با عسل ، به غايت مقوّى باصره و ماليدن پوست سوختهء مار با روغن تخم كتان كه چند روز ممزوج نموده گذاشته باشند جهت نواصير كهنه بسيار مؤثر و قطور مطبوخ پوست او كه در شراب جوشانيده باشند جهت درد گوش و مضمضهء جوشانيدهء او