تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى ) — صفحة 337

مساهمون:

ص٣٣٧
تخم او گرم و خشك تر از نبات او و جالى و مبهى و در جميع افعال ، قوىتر از تخم بستانى و قدر شربتش تا سه درهم است و مورث جرب و مصلحش كتيرا و مضر سينه و مصلحش شكر است . [ 1887 ]

حنّا :

به كسر حاء و تشديد نون ، نباتى است ساقش به قدر نيم ذرع و سرخ و برگش شبيه به برگ مورد و عريض تر از آن و نرم و گلش سرخ مايل به سفيدى و فاعيه نامند و خوشبو و در سال ، دو بار گل مىكند . مركب القوى و مايل به سردى و در دوّم ، خشك و گويند در اوّل ، گرم است . مفتّح افواه عروق و سدد و مجفِّف بىلذع و محلّل و در الحام قريب به دم‌الاخوين و با قوت قابضه و آشاميدن آب نقيع او روزى سى مثقال با هفت مثقال شكر جهت ابتداء جذام ، به غايت نافع و چون يك ماه مداومت كنند و جذام زايل نشود ، قابل ساير علاجات نيست و هر روز بايد هفت مثقال و نيم او را در صد و پنجاه مثقال آب خيسانيده ، بجوشانند تا به خمس رسد . آشاميدن آب نقيع ده [ دو ] مثقال او در ده روز ، باعث روئيدن ناخن اصلى به جاى ناخن كج و ناخن متاكل و جهت يرقان و سپرز و سنگ كرده و مثانه و عسر بول ، نافع و مسقط جنين و آشاميدن جرم او به قدر نيم مثقال ، بالخاصية ، رافع قولنج . مضر حلق و ريه و مصلحش كتيرا و لعاب بزرقطونا و گويند زياده از يك مثقال او كشنده است و ضماد او بر كف پاى آبله دار ، مانع بروز آبله در چشم او ؛ خصوصاً چون با اندك عصفر و زعفران آميخته باشند و نطول آب مطبوخ او جهت حمره و سوختگى آتش و مضمضهء او جهت قروح دهن و قلاع اطفال و طلاى او جهت اورام حارّه كه زرد آب از او آيد و با روغن جهت رفع جرب و با آب برگ بيد انجير جهت شقاق مزمن و درد زانو ، مجرب و بر جبهه و صدغين جهت منع ريختن مواد به چشم خصوصاً با آب گشنيز سرشته باشند و با قطران و روغن زيتون جهت رويانيدن موى سر و با گل حرف جهت فتق و قيله و با زفت و روغن گل جهت قروح سر و با برگ گردكان ، بالمناصفه جهت بيضه و خوذه و شقيقه و سعفه و صداع ريح و بلغمى ، مجرب و به دستور ، با آب نمك ، به غايت مؤثر و ذرور او جهت تجفيف قروح و خوردن تخم او به قدر يك مثقال با عسل و كتيرا جهت تقويت دماغ ، به غايت نافع و گل او معتدل و لطيف و يك مثقال او با سه اوقيه آب و عسل جهت قطع نزلات و انواع صداع و تجفيف رطوبات و طلاى آن جهت التيام قروح و
تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى ) — صفحة 337 | مؤسسه احياء طب طبيعى / محمد مؤمن بن محمد زمان الطبيب التنكابني ( حكيم مؤمن )