تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى ) — صفحة 336

مساهمون:

ص٣٣٦
با سكنجبين جهت بثور لبنيه و با عصارهء بيخ جهت منع ريختن فضول به اعصاب و نفخ امعاء و با شراب و سركه جهت سمّ هوامّ و با آب گشنيز جهت ردع و تحليل اورام حارّه و خنازير و غدديه ، مجرب و پختهء او با آب و روغن زيتون محلّل اورام حارّه و ذرور او بر موضع گزيدهء سگ ديوانه ، به غايت مفيد و چون خمير گندم را بر موضع گزيدهء سگ چند ساعت بسته نزد سگ اندازند ، هر گاه سگ آن خمير را تناول نكند ، ظاهر مىشود كه سگ گزنده ، ديوانه بوده است و روغن گندم كه با قرع گرفته شود و طريق آن در دستورات مذكور است جهت قوبا و سعفه و حزاز و كلف ، نافع و ضماد گندم سوخته با موم و روغن گل جهت جلاى رخسار بىعديل است . [ 1886 ]

حندقوقا :

اسم نبطى است از جنس يونجه و برّى و بستانى مىباشد . برّى را به عربى حباقا و به فارسى ديواسپست صحرائى نامند و بستانىِ او را به عربى ذرق در اصفهان ، شبدر گويند [ و در مازندران شرويت نامند ] . گلش خوشبو است و با سفيدى و سرخى و برگش به قدر ناخن و شاخه‌هاى او باريك و ساقش به قدر نيم ذرع و تخمش مايل به استدارت و رنگش مثل نانخواه و مستعمل از او ، برگ و تخم است . در دوّم ، گرم و در اوّل ، خشك و با قوت جاليه و مليّن طبع و مدرّ فضلات و تخمش گرم‌تر از برگ او و با شراب جهت رفع سموم قتّاله ، بىعديل و مسكّن مغص و قولنج و رافع يرقان و استسقاء و اكتحال عصارهء او با عسل جهت غشاوه و قرحه ، نافع . اكثار او مورث درد گلو و مصلحش كاهو و كاسنى و تازهء او موافق مزاج دواب و منقّى اخلاط فاسدهء آن و قدر شربت از تخم او تا سه درهم و روغن او مسكّن درد مفاصل است . برى او را برگ ، بزرگ‌تر و ساقش دراز و تخمش قريب به حلبه و كريه طعم و گلش سرخ و به فارسى يونجهء كوهى و ديواسفست نامند . در دوّم ، گرم و خشك و آب او مقوّى معده و مدرّ بول و حيض و شير و عرق و جهت هيضه و درد معده و پهلو و رياح آن و صرع و تقطير بول و برودت مثانه و نطول عصير او جهت تسكين درد عقرب گزيده ، به غايت مؤثر و بر عضو صحيح ، موجب احداث درد است و نشستن در طبيخ او باعث سرعت حركت اطفال و روغن او هم همين اثر دارد و سعوط آب او جهت صرع و جنون و غسول به آن ، منقّى بشره و مصدع و مضرّ محرورين و مصلحش گشنيز و بقول بارده است .