در سركه جهت درد دندان و تعليق دندان او كه در حال حيات او كنده باشند و به دستور ، تعليق دل او جهت رفع تب ربع ، نافع .
اطهورس و « ذيمقراطيس » گويند كه چون شكم مار را از سر تا دنباله شكافته احشاء او را بيرون كرده از شاهسفرم خشك كه به آب خيسانيده نرم كرده باشند مملو ساخته محل شق را دوخته در آتش گذارند تا پخته شود پس شاهسفرم را بر برص ضماد كرده بعد از يك شبانه روز بگشايند ، بالكلية زايل كند و مجرب است .
روغنى كه در او دندان مار و سر و زهرهء او جوشانيده باشند طلاى او جهت جذام و ثآليل سريع الاثر است . و « امين الدوله » از « محمد بن احمد » نقل مىكند كه استعمال زهرهء مار ، در هيچ امرى خوب نيست و از سموم قتّاله است .
تعليق شاخ مار شاخدار جهت رفع تب غب ، مؤثر و تعليق سلخ الحية كه عبارت از پوستى است كه مار هر سال مىاندازد ، بر ورك زنان ، موجب سرعت ولادت است و بخور او مسقط جنين و مجفِّف دانهء بواسير است و تخم مار را چون با سركه و بوره سائيده ، طلا كنند جهت رفع برص تازه مجرب دانستهاند و اكتحال پيه مار ، مانع نزول آب است .
[ 1907 ]
حيس :
غذائى است كه از روغن و نان گرم مىسازند و به فارسى چنگال گويند [ غليظ ] و دير هضم و كثير الغذاء و مسدد و مسمِّن و مصلحش سركه و عسل است .
[ 1908 ]
حى :
به لغت اكسيريان ، زيبق است .
[ 1909 ]
حيوة الموتى :
قطران است .
[ 1910 ]
حيصل :
بادنجان است .
[ 1911 ]
حيفا :
حشيشة الزجاج است .
[ 1912 ]
حيومون :
اسم يونانى باقلا است .
[ 1913 ]
حيوس :
طين حيا است .
[ 1914 ]
حى العالم :
ابرون است .