تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى ) — صفحة 334

مساهمون:

ص٣٣٤
[ 1881 ]

حماط :

نوعى از جميز است . [ 1882 ]

حمل و حملان :

به فارسى بره نامند و در لحوم ، مذكور مىشود « ان شاء اللّه تعالى » . [ 1883 ]

حميرا :

اسم عربى ابو خلسا است و به كسر حاء ، اسم فسافس است . [ 1884 ]

حنظل :

ثمر گياهى است به قدر هندوانه بسيار كوچكى و در نهايت تلخى و نباتش شبيه به نبات هنداونه و برگش از آن كوچك‌تر و سبز و اندرون زرد او بد و آنچه در بوته ، منحصر به يكى باشد ، از جمله سموم و شحم او مادامى كه در پوست باشد ، قوتش تا چهار سال باقى است و آنچه بيرون آورده باشند تا دو سال و بهترين او سفيدى است كه از بوتهء كثير الثمر گرفته باشند و مستعمل ، شحم اوست . در اولِ چهارم ، گرم و در آخرِ دوّم ، خشك و مسهل سودا و بلغم غليظ و مفتّح افواه عروق و مسقط جنين و قاتل آن و جاذب اخلاط از عمق بدن و جهت فالج و امراض باردهء دماغى و اعضاى عصبانى و عرق النسا و مفاصل و نزلات مزمنهء غليظه چشم و سينه و عسر النفس انتصابى و ربو و سرفه مزمنه و امراض بارده گرده و مثانه ، نافع . مضر دماغ حارّ و معده و مصدع و در هواى بسيار سرد ، مورث مغص و كرب و در هواى بسيار گرم ، باعث اسهال دموى و التهاب و مصلحش كتيرا و مقل و نشاسته و مضرّ ابدان نحيف و مصلحش آب فواكه و قدر شربتش از يك دانگ تا نيم درهم و بهترين اصلاح آن است كه سائيده ، به ماء العسل سرشته ، خشك نمود پس با كتيرا و غيره بسائيد و بدلش به وزن او بيد انجير و ثلث آن حرمل و حقنه طبيخ او كه درست او را جوشانيده باشند جهت قولنج بلغمى و ريحى و عرق النسا و فالج و امثال آن و شياف او مسهل قوى و فرزجهء او قاتل جنين و طلاى سبز او جهت عرق النسا و دردهاى بارده و بخور او مدرّ حيض و ضماد او چند مرتبه بر كف پا جهت جذام و سعوط آب او جهت زردى چشم و پاشيدن آب طبيخ او در خانه‌ها جهت كشتن كيك و منع تولد آن مؤثر است و چون حنظل را سوراخ كرده ، دانه‌ها را بيرون كنند و به روغن زنبق ، مملو كرده ، ثقبه را مسدود ساخته به خمير بگيرند و بر روى آتش گزارند تا چند جوش كند ، خضاب او و آشاميدن او را در حمام جهت سياه كردن موى و منع سرعت سفيدى آن ، مجرب دانسته‌اند و قطور روغن زيتون كه حنظل در او جوشيده باشد جهت درد گوش و ماليدن آن بر دندان جهت
تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى ) — صفحة 334 | مؤسسه احياء طب طبيعى / محمد مؤمن بن محمد زمان الطبيب التنكابني ( حكيم مؤمن )