تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى ) — صفحة 333

مساهمون:

ص٣٣٣
سركه سرشته باشند و همچنين استنشاق خشك او كه سركه بر آن پاشيده باشند و خوردن نقيع او با شراب جهت گزيدن عقرب و تعليق پوست پيشانى او بر اطفال جهت رفع فزع ، مؤثر و چون عقرب گزيده بر الاغ ، معكوس سوار شود ، بالخاصية مسكّن درد آن و به دستور ، چون در گوشش بگويد كه مرا عقرب گزيده ، باعث رفع درد مىشود و « جالينوس » گويد كه : طلاى نطفهء او سه بار تا چهار بار ، مسقط دانهء بواسير است . چون قضيب او را در كوزه آب نديده به آتش گذارند به حدى كه قريب بسوختن شود و با آب چغندر و روغن زيتون طلا كنند جهت رويانيدن موى و دراز كردن او ، به غايت مؤثر و چون قضيب او را از زنده او جدا كرده ، با ادويهء حارّه پخته ، در حمام تناول نمايند ، باعث بزرگى قضيب گردد و از مجربات شمرده‌اند . تدخين خصيهء خشك او را جهت تب ربع ، مجرب دانسته‌اند به شرطى كه بعد از نوبت ، تدخين كنند و اندكى بخوابند و چون نطرون و عاقرقرحا بر آن پاشيده خشك كنند ، نيم مثقال با ماء القطر ، حابس اسهال است . [ 1868 ]

حمر :

به تشديد ميم و به ضم حاء به لغت حجاز تمر هندى است و قفر اليهود را نامند . [ 1869 ]

حمض الامير :

به لغت مغربى ، خسك است . [ 1870 ]

حماض جبلى :

حماض برّى است . [ 1871 ]

حماض نهرى :

حماض بستانى است . [ 1872 ]

حماض سواقى :

حماض مائى است و حماض البقر نيز گويند . [ 1873 ]

حمض :

اسم مجموع اشجارى است كه ملوحتى داشته باشد و گويند مخصوص اشنان است . [ 1874 ]

حمار البيت و حمار قبان :

هدبه است . [ 1875 ]

حمص الكرسنى :

حمص برّى است . [ 1876 ]

حمضيض :

نوعى صغير حماض است شبيه به سه برگه و در تنكابن ، ترش واش نامند . [ 1877 ]

حماض الاترج :

ترشى ترنج است . [ 1878 ]

حماض الارنب :

كشوث است . [ 1879 ]

حمر الارض :

خراطين است . [ 1880 ]

حمحم :

نبات خبّه است و به خاء معجمه نيز آمده و به لغت شام و ديار بكر ، اسم لسان الثور است .
تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى ) — صفحة 333 | مؤسسه احياء طب طبيعى / محمد مؤمن بن محمد زمان الطبيب التنكابني ( حكيم مؤمن )