[ 1353 ]
ثمرة الطرفا :
بار درخت گز است ، بزرگتر از عذبه كه ثمرهء اثل باشد و مثلثْ شكل و گز مازج عبارت از اوست . در افعال ، مثل ثمره الاثل است و خالى از حرارت لطيفه و جلاى لطيف و تقطيع نيست .
[ 1354 ]
ثمرة الاثل :
نوع كوچك بار گز است كه عذبه نامند به قدر نخودى و از آن بزرگتر و غير مثلث .
در دوّم ، سرد و در سوم ، خشك و قابض و قاطع نزف الدم و نفث الدم و مقوّى احشاء و آب طبيخ او كه يك اوقيهء آن را در دو رطل آب جوشانيده باشند تا به نصف رسيده ، مقىّء [ منقّى ] رطوبات عفينهء اطفال و جهت گزيدن رتيلا و رفع جرب رطب و با شكر جهت يرقان و زردى رخسار [ و رطوبت رحم ] و ربو و سعال و ضعف جگر و احشاء و آكله و حكّه و امراض مقعد و قروح رطبه ، شرباً و طلاء ، نافع و مضمضه او جهت تأكل دندان و استحكام لثه ، مفيد و منقوع او - كه يك شبانه روز در آب گرم خيسانيده باشند - در افعال ، مثل مطبوخ او و قطور او مقوّى اجفان و رادع مواد و مانع قبول آفات و مقوّى بصر وجهت دمعه و سلاق و جرب ، بسيار مفيد ؛ خصوصاً كه در گلاب خيسانيده باشند و جرم او جهت نفث الدم و جراحات شش و اسهال كهنه و سيلان مواد و نزف الدم اعضا و برشتهء او با گل سرشوى جهت اسهال ، مجرب است . ذرور او جهت بردن گوشت زياد و قطع خون جراحات و طلاى او جهت رنگ رخسار و صافى بشره و حمول او جهت تجفيف رطوبت رحم و ضماد او كه با آب و سركه پخته باشند جهت سپرز ، نافع .
مضر سر و مصلحش دوقو و بدلش مازو يا پيه انار به وزن آن و قدر شربت از جرم او تا دو مثقال - و گويند تا چهار درهم - است و گويند چون عذبه را با صندل و افسنتين ، جوشانيده ، آب آن را با شكر به قوام آورند ، شربت مذكور جهت صاحب سپرز ، بىعديل است و جهت تقويت اشتها و اعصاب و اعضاء و رفع اعيا و مغص و تنقيهء رطوبات فاسدهء معده و تقويت آن ، به غايت مؤثر است .
[ 1355 ]
ثمرة العرعر :
ابهل است .
[ 1356 ]
ثمرة الشوك المصرى :
جلنار است .
[ 1357 ]
ثمرة شجرة الدوام :
مقل مكى است .
[ 1358 ]
ثمر العليق :
توت العليق است .