و شيرده و صاحبان زحير و خنازير و مولد صفراى بسيار تند و مضعف باصره و مهيّج امراض نائبه و مبخِّر و مضرّ شش و مصلح او پختن اوست در آب باقليلى نمك و اضافه نمودن روغن بادام و روغن كره و استعمال گشنيز و سكنجبين و آب انار ترش شيرين و امثال آن و نشستن در طبيخ برگ و ساق او جهت احتباس حيض و اخراج مشيمه و طلاى او با عسل جهت بثور لبنيه و قوبا و قروح رطبهء سر و نخاله او جهت بهق و جرب متقرح و با برگ انجير سياه و زيره جهت گزيدن ابن عرس و با جند و روغن زيتون جهت جذب سم عقرب و با سركه جهت تحليل رطوبت غليظه و ورم اعضاء و ضماد پختهء او با شير جهت گشودن دمل و تضميد محرق او با عسل جهت ازالهء رنگ خون منجمد در تحت پلك چشم و با روغن بان جهت داء الثعلب .
روغنى كه سير در او مكرر جوشانيده باشند ، جمود خون در اطراف بدن و شقاق كه از برودت باشد و جهت مفاصل و قولنج بلغمى و سحج ، شرباً و ضماداً ، نافع .
غرغرهء با سركهء ترشى سير جهت اخراج زلوئى كه در حلق مانده باشد و جهت ذبحه ، مفيد .
مضمضهء طبيخ او با كندر جهت درد دندان بارد ، مفيد و بدلش پياز عنصل و سير صحرائى و طلاى او با نوشادر جهت برص و بهق و با زفت جهت داخس و خشونت ناخن و كجى آن و طبيخ او كشنده قمل است .
[ 1367 ]
ثومون :
تخمى است شبيه به خبه ، به فارسى ؛ تخم زردآب و به تركى ، صفرا اودى نامند . منبت او امكنهء سايه ناك و گياه او شبيه به سداب و برگش درازتر و گلش سفيد و تخمش تلخ و تند و ريزه و گويند تربد زرد ، بيخ اوست و در افعال ، مشابه خربق .
در سوم ، گرم و خشك و مقيء و مسهل اخلاط غليظه و اقسام كرم شكم و مخرج جنين و مدر بول و حيض و محلّل اورام بارده .
قدر شربتش نيم درهم و مصلحش كتيراست .
[ 1368 ]
ثيفون :
به يونانى اذخر است .
[ 1369 ]
ثيريون :
به يونانى دفلى است .
[ 1370 ]
ثير :
اسم ورد ابيض است .
[ 1371 ]
ثيّل :
به لغت تركى ، ئيلان اودى و در تنكابن ، كرك چره واش گويند . و آن ، نباتى است