كه در كنار آبها و زمين نمناك مىرويد و مخصوص به زمانى نيست و به روى زمين پهن مىشود و شاخههاى او دراز و با بندهاى بسيار و برگش بسيار ريزه و بر هر بندى برگ گلى رسته و گلش ما بين سفيدى و سرخى با برگهاى آميخته ، طعمش مايل به شيرينى .
در اولِ سرد و خشك و قابض و طبيخ او جهت مغص و عسر بول و قروح مثانه و طبيخ بيخ او جهت سنگ گرده و آب گياه از نيم رطل تا يك رطل در رفع سمّ اقسام مارها و سگ ديوانه گزيده ، مجرب و دافع حرقة البول و احتباس بول و حصات و تبهاى حارّه و سل ، به غايت آزموده است و ضماد او جهت جراحات تازه و گزيدن هوامّ و اورام حارّه و منع نزلات و ضماد خاكستر او جهت قطع خون بواسير و تحليل اورام و تجفيف قروح ، به غايت نافع .
قسمى از آن را برگ ، مثل برگ لبلاب و گلش خوشبو و ثمرش ريزه و عروق او در ضخامت ، به قدر انگشتى و در عدد ، پنج يا شش مىباشد و عصارهء او با ادويهء مناسبه جهت علل چشم و تحليل مواد و تخمش به غايت مدرّ بول و جهت قطع قى و اسهال و منع ريختن مواد به معده و احشاء و تفتيت حصات گرده و مثانه و قروح آن مفيد است . و قسمى از آن مىباشد كه هر گاه گاو از آن بخورد ، اعضاى او ورم مىكند . سوختهء اودر ظرف مس جهت قطع خون بواسير ، ضماداً ، از مجربات شمردهاند و گويند زياده بر سه بار [ شش بار ] احتياج نمىافتد و ضماد تازهء او با روغن گل ، به غايت مليّن و منضج و محلّل است .
تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى ) — صفحة 255
مساهمون: مؤسسه احياء طب طبيعى
ص٢٥٥