حرف الثاء
[ 1333 ]
ثافسيا :
صمغ نباتى است سفيد رنگ ، شبيه به انزروت و تند و تلخ و بسيار تند بو و نبات او شبيه به رازيانه ، گلش سفيد و تخمش مثل انجره و با اندك عرض و در اطراف شعبههاى او مثل اكليل و شبت و بيخش غليظ و بسيار تند و تلخ و منبت او كوههاى سخت و در تنكابن و الموت ، جرند و به ديلمى ، تمبلى نامند و بيخ او را زخم كرده ، رطوبت او را بعد از انجماد مىگيرند و بعضى مجموع آن نبات را افشرده ، عصاره مىگيرند و اين ، متخلخل و سبز مايل به سياهى مىباشد .
در آخرِ سوم ، گرم و خشك و با رطوبت فضليه و منقّى و مسهل بلغم غليظ و جهت درد پهلو و بطلان اشتها و تحليل رياح و سدد و ضماد او جهت داء الثعلب و رويانيدن مو و درد زانو و امثال آن و با هم وزن او موم و كندر جهت اسقاط بواسير و جهت قلع آثار سياهى و بنفشى و كبودى جلد و با عسل جهت جرب متقرح و با گوگرد جهت انفجار ورم صلب ، نافع و زياده از دو ساعت نبايد گذاشت .
قدر شربتش تا پنج قيراط و پوست اودر افعال ، مثل صمغ اوست و چون ريزه كرده در روغن زيتون بجوشانند جهت تقويت عصب و درد مفاصل و آشاميدن او جهت فالج ، به غايت مفيد و قدر شربت از پوست بيخ او و جرم او تا نه قيراط و اكثار او مورث ورم حلق و معده و احتباس بول و عروض ضيق النفس و غشى و مصلحش شير تازه و لعاب بزرقطونا و بدلش در داء الثعلب ، حرف بابلى و گويند : بالخاصية ، تخم سداب ، رفع مضرّت او مىكند .
چون گياه و ساق او را داخل اغذيه كنند ، به مرتبهاى احداث حرارت كند كه در زمستان محتاج پوشش نباشد و رنگ رخسار را سرخ كند و جهت اكثر امراض باردهء رحم نافع و او ، غير صمغ صداب برّى است ؛ چه سداب برّى را صفات ، غير اوست .