تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى ) — صفحة 250

مساهمون:

ص٢٥٠
[ 1334 ]

ثاقب الحجر :

بسفايج است . [ 1335 ]

ثام :

لوبيا است . [ 1336 ]

ثاموس :

به يونانى مرزنجوش است . [ 1337 ]

ثالقيس :

به يونانى حرف بابلى است . [ 1338 ]

ثجير :

به جيم ، لاى چيزهاى افشرده است و قوتش متوسط است ما بين عصاره و جرم آن چيز و از مطلق ثجير ، مراد ، لاى آب انگور است و آن ، قابض و ضمادش با نمك جهت ورم حارّه و ورم صلب و ورم پستان و حقنهء او جهت قرحهء امعاء و اسهال مزمن و سيلان رطوبات رحم و آشاميدن برشته كردهء او با دانه‌هاى انگور كه در او يافت شود جهت قرحهء امعاء و تقويت معده و اسهال ، به غايت نافع است . [ 1339 ]

ثخين :

آنچه غليظ باشد . [ 1340 ]

ثدى :

ضرع است . [ 1341 ]

ثريد :

نانى است كه در آب گوشت ريخته ، تناول نمايند و شامل است بر آنچه در دوغ و شربتها و غير آن كنند . [ 1342 ]

ثريا :

به لغت اندلس ايريقارون است . [ 1343 ]

ثعلب :

به فارسى روباه نامند و آن ، حيوانى است معروف . پوست او در گرمى قريب به سمور و جهت مبرودين و مرطوبين و نطول طبيخ زنده و مذبوح او جهت درد مفاصل و طبيخ زندهء او ، قوىتر ؛ خصوصاً كه در روغن زيتون جوشانيده باشند جهت تعقد و صلابت مفاصل ، نافع و باعث سرعت راه رفتن اطفال و رفع اعيا و آشاميدن يك مثقال از شش [ شير ] او كه خشك كرده باشند با آب و عسل جهت ربو و سرفه و طلاى او با پوست سوختهء تخم مرغ جهت داء الثعلب مجرب و پيهء او جهت درد گوش و با روغن زيتون و امثال آن جهت نقرس و دردهاى بارد و سعوط زهرهء او با هم وزن آن آب كرفس در هر ده روز يك بار جهت ابتداء جذام و زياده نشدن آن ، به غايت مؤثر و گوشت او جهت مبرودين و تحريك باه و صاحبان استسقاء ، مفيد و خاكستر پوست او جهت سوختگى آتش و نواصير و قروح حارّه و تدهين دست و پا به پيه او مانع مضرّت سرما و نگاه داشتن دندان او جهت منع فرياد كردن سگ ، مجرب است . و ماليدن پيه او بر چوبى و نصب كردن آن در موضعى از خانه ، سبب اجتماع كيك بر آن چوب .