به توتياى هندى و در غايت حدّت است . و انابيبى - كه مشتق از انبوبه است و به فارسى توتياى قلم نامند - و مزاربى كه به معنى شبيه ناودان باشد ، عبارت از اوست و چندين قسم مىباشد :
يكى از دود مس است كه در گداختن سنگ مس در كورهء دو طبقه به هم مىرسد .
قسمى سفيد و بسيار بى ثقل و قسمى ثقيل و كثيف و اوّل از صاعد و ثانى از راسب اوست و آن ، از اذابه اقليمياست كه به تدريج در ذائب مس ريزند و از طلا و نقره و قلعى نيز به هم مىرسد و به دستور ، از مورد و از چوب درخت زيتون برّى و از به - بعد از اخراج دانهء او - به عمل مىآرند و به دستور ، از عفص و خرنوب و توت سفيد خشك و شاخ درخت امرود و مصطكى و حبة الخضرا و شمشاد و انجير و از گل پودنه تازه و از شكوفهء تاك و از سريشم ماهى و از غرى جلود بقر و از پشم غير مغسول ، ترتيب مىدهند .
اما طريق اشجار آن كه بعد از نيم كوب كردن او در ظرف سفال جاى داده ، سرپوش سوراخ دارى بر او مستحكم نموده ، چندان آتش كنند كه دود او بر طرف شود ؛ اما طريق پشم و سريشم آن كه : به زفت يا به عسل ، آلوده و به دستور ، آتش كنند و صاعد هر يك را استعمال نمايند .
بهترين مصنوع او انابيبى كرمانى و بهترين معدنى ، سفيد آن و عديم الوجود است و اقسام توتيا را بدون تغسيل ، استعمال ، جايز نيست و طريق عمل آن در دستورات ، تحرير يافته است و امين الدوله ذكر نموده كه توتياى بحرى نيز مىباشد و آن ، سفيد و مستدير شبيه به سنگريزه است .
« جالينوس » ، توتيا را در اوّل ، سرد و در دوّم ، خشك دانسته و مغسول او ابرد و مجفِّف لذع و مشوى او لطيف تر و مقوّى چشم و حافظ صحت او و مانع انحدار مواد و جهت تقويت روح باصره و قرحه چشم و قضيب و عانه و مقعد و سرطان متقرح و جراحت بينى و ساير اعضاء و اندمال قروح و با روغن گل جهت التيام جراحت عصب و نشف رطوبات و قاطع نفث الدم و نزف الدم و مقوّى معده مسترخى و جهت قروح ظاهرى و باطنى ، شرباً و ضماداً و اكثر امراض عين و آكله و شياف او جهت حرقة البول و حمول او جهت سيلان رحم ، نافع .
مولد سدد و مصلحش عسل و قدر شربتش تا نيم مثقال مرقشيشا و اقسام معدنى او ،
تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى ) — صفحة 244
مساهمون: مؤسسه احياء طب طبيعى
ص٢٤٤