خراشيده و زخم كرده و آنچه در عرض شبانه روزى جمع شده باشد ضبط نمايند ، مسهل قوى و جهت درد دندان و تحليل دملهاى بزرگ ، نافع است و از صمغ توت هم همين اثر مىآيد و چون آب ريشهء توت را كه از شكافتن او گرفته باشند به قدر هفت اوقيه با برگ انجير و برگ تاك به قدر يك اوقيه در ديگ سر پوش به خمير گرفته بجوشانند تا به سدس رسد ، خضاب به غايت قوى و مجرب است و مضمضه به طبيخ پوست درخت و برگ او به جهت دندان ، نافع و خائيدن صمغ او نيز همين اثر دارد و عصارهء برگ او به قدر يك اوقيه و نيم جهت گزيدن رتيلا و هوامّ و ضماد او با سركه در حمام جهت شرى مزمن و طلاى برگ او با روغن زيتون جهت قروح و سوختگى آتش و ضماد توت نارس با سركه جهت رفع شقاق و شرى ، آزموده است .
[ 1305 ]
توابل :
اسم اصطلاحى ادويهء يابسه است كه در اطعمه كنند ؛ مثل گشنيز و زيره و امثال آن .
[ 1306 ]
تودرى :
اسم فارسى است و به يونانى اروسمن و به عربى بزر خمخم نامند . نبات او ، برگ دراز و بىساق و شاخههاى او سرخ و صلب و به اندك خارى و ثمرش در غلاف باريك و لطيف و تخمش از عدس كوچك تر و اندك پهن و سرخ و زرد و سفيد مىباشد و بىتندى و در اصفهان ، قدومه گويند و سرخ را قدومهء گلگون و او ، غير خبّه است ؛ چه خبّه را خاكشى نامند و حقير ، نبات هر دو را مشاهده نموده است و هر دو در آثار ، قريب به يكديگرند .
در دوّم ، گرم و در اوّل ، تر و محرِّك باه و مشهّى و مسمِّن و جهت برودت احشاء و سرخ كردن رخسار وصفا نمودن بشره و رفع مواد سوداوى و تصفيهء صوت و سعال دموى و يبسى و مطبوخ او در شير جهت تسمين اعضاء و رنگ رخسار ، نافع .
قدر شربتش تا پنج درهم و بدلش بهمن سرخ است و نبات او قابض و در غايتِ ردع است .
[ 1307 ]
توتيا :
معرَّب از دودهاى فارسى است و به يونانى ثمقولس نامند و آن ، معدنى و انابيبى مىباشد و معدنى ، سه قسم است :
يكى سفيد ، شبيه به پوست تخم شتر مرغ و بر او چيزى مثل نمك ، ظاهر و بهترينِ اقسام اوست . و يكى زرد و يكى كبود و سبز و شفاف و او ، غليظتر از همه است و مشهور