مركب القوى و رادع و محلّل و قابض و جهت اورام حارّه و بارده و اوجاع آن و گزيدن هوامّ و تسكين دردسر و ساير اعضا و تحليل خنازير و اورام صلبه و قطع نزف دم جراحات و آشاميدن يك دانگ او تا نيم مثقال جهت اسهال دموى و بواسيرى و نفث الدم وقى الدم و ذرور او جهت قرحهء چشم و مقعد و قضيب و فرزجهء او جهت سيلان حيض و رطوبات رحم و جميع علل آن كه از رطوبت باشد ، نافع .
مضر شش و مصلحش كتيرا است .
[ 1299 ]
تَنْبول :
تانبول است .
[ 1300 ]
تَنوب :
قسم كوچك صنوبر است .
[ 1301 ]
تنوم :
قسم صغير صامريوما است .
[ 1302 ]
تنبرى :
اسم هندى حنظل است .
[ 1303 ]
تنكهار :
اسم هندى تنكار است .
[ 1304 ]
توت :
شيرين او رانبطى و ترش او را شامى نامند . شيرين او ، در اوّل ، گرم و در دوّم ، تر و مدر بول و مليّن طبع و مولد خون صالح و مبهى و موافق سينه و شش و مرطب دماغ و در انضاج ، شبيه به انجير و مفتّح سدد و مصلح حال جگر و فساد سپرز و مسمِّن و مقوّى پيه گرده و جهت آبله و حصبه ، نافع و مفسد معده و سريع الاستحالة به خلط حاضر آن و مصلحش سكنجبين است .
ترش او در دوّم ، سرد و در اوّل ، خشك و قابض و مطفى حدّت خون و قامع صفرا و رادع و مانع ريختن مواد به اعضاء و مواد حارّه به حلق و زبان و مسكّن عطش و منبّه اشتهاء و غرغره آب او جهت ردع و تحليل مواد و تقويت حلق و خشك او جهت قرحهء امعاء و اسهال حارّ و رب او نايب مناب آب خشك او مضرّ سينه و عصب و مصلحش عسل و جوارشات .
آب مطبوخ پوست بيخ توت كه به قدر هفت مثقال طبخ يافته باشد ، مخرج حبّ القرع ؛ خصوصاً كه برگ شفتالو اضافه كرده باشند و طبيخ او با عسل و انجير جهت سموم و برسام و جنون و درد كمر و پشت ، به غايت نافع و طبيخ برگ او نيز همين اثر دارد و مطبوخ هشت درهم ريشههاى او با سه اوقيه انجير كه در نود مثقال آب طبخ يافته باشد و به نصف رسيده باشد ، مسهل قوى سودا و قريب الاثر است و رطوبت بيخ او را كه