تب ربع و سوازنيدن اودر چراغ ، مانع صداى وزغ و طلاى خون او با بليله و آمله جهت تغيير دادن لون وضح و بهق سفيد و اكتحال سرگين او جهت بياض مزمن و تازهء چشم و زهرهء اودر اين باب ، به غايت قوى است . و بخور جگر او جهت رفع جنون و تعليق چشم او جهت منع تزايد جذام و بستن آن بر پاى راست جهت تقويت جماع ، مؤثر است .
[ 1286 ]
تمتم :
سماق است .
[ 1287 ]
تمر الفهم :
بلادر است .
[ 1288 ]
تمن :
اسم عربى ارز است .
[ 1289 ]
تملول :
قنابرّى است .
[ 1290 ]
تميلى :
به لغت ديلمى نبات ثافسيا است .
[ 1291 ]
تموش :
اسم ديلمى عليق است .
[ 1292 ]
تمش دانه :
توت العليق را گويند .
[ 1293 ]
تماكس :
به هندى حبه الخضراء نامند .
[ 1294 ]
تنكار :
قسمى از به ورق و نوع معدنى او قسمى شبيه به يخ و آن ، بورهء زبدى است و به شيرازى ، يخك نامند . و قسمى شبيه به برف و آن ، زبد البورق است و به شيرازى ، برفك گويند . و نوع مصنوعى او ، قسمى از لحام الذهبِ مصنوع است . قسمى كه بالفعل متعارف است مركب است از نمك و قلى ، بالسوية و سه برابر هر دو بوره ارمنى كه مجموع را در شير گاو [ و ] گاوميش به قدر پوشانيدن آن بجوشانند تا منعقد گردد و در آفتاب خشك كنند . و قسمى كه مسمى به لحام الذهب است ، مصنوع است از بول غلمانِ نزديك به بلوغ كه در ظرف مس بول كنند و با دستهء مس در آفتاب در موضع نمناك مدتّها بسايند تا صلب شود .
اقسام او در آخرِ سوم ، گرم و خشك و از سموم است و ادخال او ، باعث نرمى و زود گداختن طلا و لطيف و محلّل و جالى و مسقط بواسير و جهت بردن گوشت فاسد جراحات و درد دندان و تأكل آن مفيد است و معدنى او را خاصيت ، آن است كه تنقيهء قلعى و تليين آهن مىكند و چون آهن را يك بار در آب تنكار معدنى تطفيه كنند و بار ديگر سرخ كرده به روغن كنجد تطفيه نمايد ، آهن مذكور ، مثل مغناطيس ، جذب آهن مىكند و فرق ميان معدنى ، و غير معدنى ظهور رطوبت مصنوعى است در آتش ؛ به خلاف معدنى .