ترشى او كه در سركه پرورده كنند ، محرِّك باه مرطوبين و مشهّى طعام است .
[ 960 ]
بَلِيلِج :
ثمر درخت هندى است ، مايل به استدارت و بزرگتر از عفص شبيه به هليله چينى و پوست او رقيق تر است از پوست هليله و مستعمل ، پوست اوست .
در آخرِ اوّل ، سرد و در آخرِ دوّم ، خشك و ملطّف و قابض و مقوّى معده و اشتها ، و بالخاصية ، مسهل سودا و با لطبع مسهل صفرا و قاطع رطوبات و صداع و بخارات و جهت بواسير ، نافع و بودادهء او جهت اسهال مزمن و اكتحال او جهت دمعه مفيد .
مضر سفل و مصلحش عسل و شكر . و قدر شربتش تا سه درهم و بدلش آمله مقشّر است به قدر ثلث . و گويند شكوفهء حنا مثل او و ثلث او مورد و سدس او هليله سياه است .
و چون روزى نيم درهم او را با نيم درهم شكر و آب گرم بنوشند و مداومت نمايند جهت قطع سيلان آب دهان و تقويت باصره ، بسيار مفيد است .
[ 961 ]
بَلوط :
به لغت طبرستانى دارمازى نامند و به فارسى بالوط گويند . قسمى از آن دراز و قسمى مستدير مىباشد و مستدير را بهش نامند و او از قسم مستطيل ، لذيذ تر و درخت او شبيه به درخت فندق و آن ، غير شاهبلوط است و مأكول اهل بلاد و « ابن تلميذ » شاهبلوط را قسمى از بلوط شمرده [ و بلوط را دو قسم ] شمردهاند . و مؤلف « ما لا يسع » ، سه قسم ذكر كرده و اين ، اصوب است و در اين صورت ، شاهبلوط ، از اقسام اوست و مستطيل نيز دو قسم مىباشد : يكى مأكول و ديگر با مرارت و غير مأكول ؛ چنان كه در ديلم و طبرستان مشاهده شده است . و « امين الدوله » از « محمد بن احمد » و او از « جالينوس » ذكر كرده كه در بعضى بلاد ، درخت بلوط ، يك سال بلوط بار مىدهد و يك سال ، عفص .
شيرين مأكول او در اوّل ، سرد و در دوّم ، خشك و تلخ او در سوم ، خشك و نائب مناب عفص است . قابض و مغلِّظ و حابس اسهال مزمن و نفث الدم و نزف الدم و جهت سحج و سلس البول و تقطير البول و قرحهء امعاء و خفقان و غثيان كه از فم معده باشد نافع و ضماد او با پيه خوك نمك سود و جهت ورم حالب و اورام بلغمى ، و سوختهء او جهت قلاع و قروح ساعيه و حمول او جهت قطع سيلان رحم نافع .
نان او ثقيل و مصدع و مولد سودا و مسدد و مصلحش سكنجبين و قند و قدر شربتش از يك مثقال تا پانزده مثقال و بدلش خرنوب نبطى است .
درخت بلوط را جميع اجزاء ، بارد و يابس است و ريشههاى باريك او ، يابس تر و در قطع سيلان رحم و امثال آن ، نافع . برگ او جهت التيام جراحات تازه و خاكستر چوب