تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى ) — صفحة 203

مساهمون:

ص٢٠٣
خون او در شيشه كرده چهل روز تعفين نمايند و بگذارند تا كرمها يكديگر را خورده و يكى بماند ، نيم درهم او ، سمّ قاتل است و چون با بزر البنج قدرى از آن نفوخ كنند ، بىهوش مىسازد و گويند آزموده است . خواص بول او ، در بول مطلق و سركين او ، در اخثاء و شير او ، در لبن مذكور است . [ 948 ]

بَكا :

درختى است معروف در مكه معظمه شبيه به بشام و برگش از آن ريزه تر و ثمرش از آن ادور و آب سفيدى كه از آن مىچكد ، از ماندن سرخ نمىشود به خلاف دمعهء بشام . در دوّم ، گرم و خشك و منضج صلابات و مسواك چوب او و دمعهء آن ، جهت تقويت لثه و منع آفات دندان و خاكستر او جهت التيام قروح و برگش محلّل رمد و تخمش مقوّى معده وجهت سرفه و اورام بلغمى و سوداوى ، نافع است . [ 949 ]

بكمون :

لغت فارسى و به عربى عرفج نامند . از جملهء يتوعات و در كنار آبها مىوريد شبيه به درخت سماق و ساقش زياده بر پنج عدد نمىشود و مايل به سرخى و شير دار و خمسه اغصان ، از اين جهت گويند و برگش شبيه به برگ كاج و پيچيده و گلش سفيد و در هم و تخمش شبيه به شاهدانه و او را حبّ الفقد دانند . در سوم ، گرم و خشك و مفتّح سدد احشاء و به جهت سپرز ، به غايت نافع . و چون زن در سال ، يك عدد از آن تخم تناول نمايد ، در آن سال حامله نشود و اگر هفت سال مداومت كند ، هيچ وقت حامله نشود . [ 950 ]

بكام :

حبّ الآس است . [ 951 ]

بكاين :

به هندى آزاد درخت است . [ 952 ]

بكان بيت :

به هندى خسك است . [ 953 ]

پكاپت :

به هندى پنجنگشت است [ 954 ]

بكرشنه :

غوشنه است . [ 955 ]

بكير :

به هندى خيارشنبر است . [ 956 ]

بكرى :

به هندى معز است . [ 957 ]

بكورتن :

به تركى [ هندى ] عليق است . [ 958 ]

بَلَسان :

درختى است به قدر درخت سقز و برگش شبيه به برگ سداب و از آن سفيدتر