[ 909 ]
بعير :
اسم جمل است .
[ 910 ]
بعوض :
بق صغير است كه به فارسى خاك پشه نامند .
[ 911 ]
بَعر :
اسم سرگين حيوانات است كه خشك و از هم منفرد باشد ؛ مثل سرگين گوسفند و شتر .
[ 912 ]
بَغْل :
به فارسى استر نامند و از فرط حرارت مزاج ، توالد نمىنمايد و به ندرت واقع مىشود و مشاهده شده . بهترين او آن است كه مادرش ماديان [ و پدر ، الاغ ] و زبونترين آن كه پدر ، اسب باشد و مادر ، الاغ .
در سوم ، گرم و خشك و گوشت او جهت درد مفاصل و پيه او مسكّن نقرس و عرق النسا . و چون با روغن زيتون ، دل او را طبخ نموده سه روز با آب عصى الراعى بنوشند ، باعث قطع نسل از جانب مرد مىشود . و چون زن ، سه مثقال از جگر او سه روز بعد از طهر متعاقب به هم بخورد ، مانع حمل مىگردد . و به دستور ، بول او نيز همين اثر دارد و به دستور موى او و فرزجهء چرك گوش او و بخور سمّ او مسقط مشيمه و گريزانندهء هوامّ و همچنين بخور زبل او جهت گريانيدن هوامّ و خوردن او جهت تسكين قولنج ، نافع . و چون ذكر او را با عفص كوبيده و در روغن زيتون جوشانيده در موى بمالند ، جهت دراز كردن و سياه نمودن آن ، مجرب است . ذكر الاغ نيز همين اثر دارد و ضعيفتر است از او .
[ 913 ]
بغرا :
غذاى خراسانى است كه از آرد گندم خمير كرده به قدر درهمى ترتيب مىدهند و با قليه كه از سركه و دوشاب و ادويه حارّه و گوشت ، ساخته باشند ، استعمال مىنمايند .
گرم مايل به اعتدال و مشهّى [ مبهى ] و مسكّن قى صفراوى و التهاب و تشنگى و مقوّى بدن و مفتّح سدد و مصلح حال گرده و اصحاب رياضت و مولد خون صالح .
بطى الهضم و مولد رياح و مصلحش دارچينى است .
و مؤلف « تذكره » موافق آنچه مذكور شد ذكر نموده است و همين خاصيت دارد آش ماهيچه و آش اكرا ، كه در اصفهان آش برگ نامند .
[ 914 ]
بَقْلَةُ الحمَقْاء :
به فارسى خرفه نامند و به عبرانى ، ارغيلم به فرنگى ، يرقان سالى گويند . نباتش كمتر از ذرعى و اكثر او مفروش بر زمين و ساقش به قدر انگشتى و بسيار نازك و شكننده و برگش ريزه و مايل به تدوير و گلش سفيد و تخمش سياه و ريزه و طولانى .
در سوم [ دوّم ] ، سرد و تر و گويند در دوّم ، تر است . [ آب او ] ، مسكّن حدّت صفرا و خون و قاطع نزف الدم و نفث الدم و چركى كه از سينه آيد و مانع نزلات و جهت حصات