مولد خلط صالح و مسكّن تشنگى و سرفهء حارّ و ضمادش جهت جرب و حكّه و اورام حارّه و درد سر و خراج [ جروح ] و قروح و ورم چشم و ثآليل و قروح باطنى و غليان خون نافع .
بطى الهضم « مضر مبرودين و قاطع باه و مصلحش جوارشات و تخمش سرد و خشك و رادع و جهت امراض حارّه و اورام ، شرباً و ضماداً مفيد و مضرّ گرده و مصلحش شكر و قدر شربتش تا سه مثقال است .
[ 922 ]
بَقْلَهء حامضه :
تره خراسانيه گويند . قسمى از حماض بزرگ ورق است بىساق و از برگ كرنب كوچكتر و ترش مزه و در جاى نمناك مىرويد .
در افعال ، مثل حماض و مضرّ عصب و مصلحش عسل است .
[ 923 ]
بقلة البرارى :
نباتى است از كاسنى برّى كوچكتر و بيخش بر روى زمين پهن مىشود و گلش زرد به خلاف قثاء برّى كه بيخش بر زمين فرو رفته است و طعم اين با اندك شورى و تلخى و در آخر زمستان مىرويد و در آخر نيسان مىخورند و تخمش شبيه به دانهء پنبه .
در اوّل ، سرد و در رطوبت ، معتدل و گويند گرم و خشك است . مقوّى احشاء و معده و جگر وجهت خفقان و بوى دهان و تقويت لثه و هاضمه و تب ربع و بلغمى ، نافع و در جامهء خواب گذاشتن ، موجب ديدن خوابهاى خوب است .
[ 924 ]
بقلة الدماء :
نباتى است برگش شبيه به برگ بارتنگ و از آن ريزه تر و بيخش [ برگش ] باريك و پر شعبه و بيرون سياه و اندرون سفيد و اكثر منابت او بلاد ارمنيه و بلاد مغرب و خزر است و هر سال در بهار سبز مىشود و تا اواسط تابستان مىماند .
پوست بيخ او را مىپزند تا مثل زفت مىشود و چون به پيكان و حربها بمالند ، به هر حيوانى كه بخورد و به خون آن مخلوط شود ، در ساعت او را بكشد . در اندلس ، بيخ مقشّر از پوست او را به جاى كندش استعمال مىنمايند .
در نهايت گرمى و خشكى و سه درهم او كشنده است به قى .
[ 925 ]
بقلهء خراسانيه :
بقلهء حامضه است .
[ 926 ]
بقسمات :
خبز الكعك است .
[ 927 ]
بقلة الرمل :
بقلة البرارى است .
[ 928 ]
بقلهء مباركه و بقلة الزهراء و بقلهء لينه :
بقلة الحمقاء است .