تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى ) — صفحة 193

مساهمون:

ص١٩٣
ضمادش جاذب خون به ظاهر جلد و نيكويى رنگ رخسار و با بارود و عسل و نمك جهت برص و كلف و ثآليل و قروح شهديه ، گويند مجرب است . و با موى آدمى جهت زخم سگ ديوانه گزيده و با انجير گزيدن عقرب و زنبور و ضماد پختهء او جهت نضج اورام بارده و با زردهء تخم مرغ يا روغن تازه جهت درد و ورم مقعد و حكّه و با روغن كوهان شتر جهت شقاق مقعد و بواسير و زحير ، مجرب . حمول او جهت گشودن رگهاى بواسير و سيلان فرمودن خون ، مؤثر و جهت كجى ناخن و تشنج ، نافع و پوست محرق او با موى سوخته و كافور جهت آكله ، مجرب و قيروطى آب او با پيه مرغ جهت ريش شدن پا از كفش و موزه ، مفيد . مضر محرورين و اكثار او مورث قى و نسيان و ليثرغس و رياح غليظه و مولد كرم معده و خلط غليظ در جرم معده و موجب تشنگى و مصدع محرورين و مصلحش شستن او با آب نمك و با سركه خوردن و بعد از آن آب انار و كاسنى تناول نمودن و رافع بوى او با قلى و نان سوخته و گردكان مشوى است . تخم اودر آخرِ دوّم ، گرم و خشك و با رطوبت فضلى و مبهّى و ضمادش جهت داء الثعلب و بهق ، نافع و قدر شربتش يك مثقال است . [ 884 ]

بَصَل القَى :

پيازى است ريزه و پوست او سياه و برگش از برگ بلبوس درازتر ، به غايت گرم و آب طبيخ او مقيى [ منقّى ] و اگر قدرى زياد خورده شود ، فضله را به قى دفع كند . به سقوط قوت و خناق ، كشنده و اولى ، استعمال نكردن اوست . [ 885 ]

بَصَل العُنْصُل و بَصَل الفأر وَ بَصل البئر :

اسقيل است . [ 886 ]

بَصَل المأكول :

بلبوس است . [ 887 ]

بَصَل الزِّيز و بصل الذئب :

بلبوس است و گويند صنفى از بلبوس است . [ 888 ]

بصل النرجس :

پياز نرگس است و در حرف نون مذكور است و به دستور ساير پيازها در حين ذكر نبات آن مذكور است . [ 889 ]

بُصاق :

آب دهن است و در انسان ، مذكور شد . [ 890 ]

بصاق القمر :

حجر القمر است . [ 891 ]

بَصل الحية و بصل الحنابلة :

اسقيل است و گويند بلبوس است . [ 892 ]

بُطْم :

به فارسى [ و تركى ] درخت سقز گويند و آن ، عظيم مىشود و ديرخزان مىكند . برگش و بارش با عطريت و تخمش سبز و شبيه به سماق و عدس و از آن بزرگتر و با خوشه