گويند مضرّ مثانه است و مصلحش عسل و قدر شربتش تا هيجده مثقال و بدلش نيلوفر است .
[ 873 ]
بُشْبُش :
به عربى اسم برگ حنْطل است .
[ 874 ]
بَشْمَه :
تشميزج است .
[ 875 ]
بِشِلْشِك :
جنطيانا است .
[ 876 ]
بُشولِيون :
به سريانى بزرقطونا است .
[ 877 ]
بشنان :
به لغت بربرى بسفايج است .
[ 878 ]
پَشْم :
به لغت فارسى اسم صوف است .
[ 879 ]
پشيك :
اسم تركى سنور است .
[ 880 ]
پشه :
اسم فارسى بق است .
[ 881 ]
پَشْم وزغ :
به فارسى طحلب است .
[ 882 ]
بشباش :
به هندى اسطوخودوس است .
[ 883 ]
بَصَل :
به فارسى پياز است [ و برّى او بىبوته و در چشمه سارهاى كوهها كثير الوجود و طعم و بو و برگش مانند پياز و به تركى كومران نامند و قوىتر از بستانى است .
[ مجموع آن ] ، در آخرِ سوم ، گرم و در اولِ سوم ، خشك و گويند در چهارم ، گرم است .
با رطوبت فضليه و مفتّح سدّه و مقوّى شهوتين خصوصاً پختهء او با گوشت چرب و دافع مضرّت هواى وبائى و طاعون و اختلاف آبها و مدرّ بول و حيض و مفتّت حصات و مطبوخ مهراى او كثير الغذاء و مليّن طبع و پختهء او با چربى جهت تنقيهء شش و سينه از اخلاط لزجه و پختهء اودر سركه يا پروردهء به سركه جهت يرقان و سپرز و برانگيختن اشتها و تقويت هاضمه و منع غثيان صفراوى و بلغمى و به تنهائى مانع غثيان ادويهء كريهه و دفع سموم و آب او جهت رفع ضرر سگ ديوانه گزيده ، نافع . و خصوصاً چون يك چهار يك به وزن شاه ، از آن در عرض سه روز خورده شود ، به غايت مجرب است .
قطور آن جهت دمعه و حكّه و جرب چشم و ابتداى نزول آب و با عسل جهت بياض و سعوط آن منقّى دماغ و بوئيدن او جهت رفع ضرر هواى وبائى و سدهء دماغى و چكانيدن آب او و گذاشتن پختهء او در گوش جهت ثقل سامعه و طنين و پاك كردن چرك و تحليل رياح ، نافع .