در تمر مذكور است ، و بسر مرتبهء چهارم است و اوّل مرتبهء حرارت ، و هر چند شيرينتر شود گرمتر گردد .
در اوّل ، گرم و در دوّم ، خشك و قابض و مقوّى معده و حرارت غريزى وجهت بواسير و نفث الدم و خائيدن او جهت تقويت لثه نافع .
مسدد و دير هضم و مولد خلط خام و نفخ و مصلحش سكنجبين و انار ترش شيرين و مضر سينه و شش مصلحش خشخاش است و ربّ بسر در مزاج ، مثل او و جهت قى و اسهال و ضعف معده نافع و نبيذ او مسكر و قابض و مقوّى معده و امعاء است .
[ 861 ]
بَسْتِيباج :
به فارسى خلال مكه و به عربى سدى نامند . نباتى است خاردار و برگش با خشونت و ريزه و گلش سفيد و ازرق و شاخههاى به قدر شبرى از يك بيخ مىرويد و باريك و او را خلال مىكنند ، و بر سر هر شاخى چيزى [ چترى ] مثل قبّه و خشن و تخمش شبيه به نانخواه ، و طعمش تند و او را و خشيزك نامند .
گياه او در اوّل دوّم ، گرم و خشك و با اندك عطريت و خلال كردن آن جهت تقويت دندان ، نافع و طلاى آب او محلّل اورام و جلوس در طبيخ او مصلح حال رحم و مدر بول و تخمش در اخرِ دوّم ، گرم و خشك و صد عدد او كشندهء اقسام كرم معده و امعاء و مجرب .
او را به فارسى درمنهء تركى نامند و مفتّح سدهء جگر و مدرّ بول و جهت سعال و فواق و رياح و مغص و حصات و ضماد مطبوخ اودر روغن زيتون جهت فالج و استسقاء و درد مفاصل ، نافع .
مضر ريه و مصلحش گشنيز است و مضمضه به طبيخ او مسكّن درد دندان و مضرّ سر و مصلحش ترمس و قدر شربتش تا دو مثقال است و بدلش شيح ارمنى .
[ 862 ]
بُسْتَج :
كندر است .
[ 863 ]
بَسيلَّه :
به لغت مصر نوعى از جلبان است واو خلر برّى است در غايت تلخى .
[ 864 ]
بَسْباسا :
حرمل عربى است .
[ 865 ]
بَسْلا [ بسيلا ]
: بصل است .
[ 866 ]
بسقيس :
به يونانى بقس است .
[ 867 ]
بسقيا :
شاهترج است .
[ 868 ]
بسورويون :
به يونانى نوع ثقيل توتياى مصنوع است .