باشند با آب سرد نوشيدن ، جهت قطع نزف الدم باطنى ، مجرب است ؛ خصوصاً سوختهء آن . و محرق مغسول نوع سياه او به غايت مقوّى دل و ذرور او جهت بردن گوشت زياد زخمها و رفع آثار آن و محرق او جهت نزف الدم ظاهرى و تقويت دندان و زايل كردن زردى بن دندان و بثورات چشم ، و تقويت باصره و دمعه و جرب و بياض و سلاق و قطور او با روغن بلسان جهت ثقل سامعه و كرى ، نافع . و « امين الدوله » گويد كه سه روز ، هر روز چهار دانگ او را با سكنجبين بنوشند ، البّته رفع ورم و سدهء سپرز مىكند .
مضر گرده و مورث تهوع و مصلحش كتيرا و بدلش جهت حبس خون به وزنش دمالاخوين . و قدر شربتش تا يك مثقال .
اولى ، استعمال محرق اوست در جميع مذكورات ، و محلول او را در رفع جذام ، مجرب دانستهاند .
از خواص اوست كه چون طلا و نقره را از هر يك به قدر بسد در هم گداخته و انگشترى را نگين دانى ترتيب دهند و بسد را در آن نصب كنند ، و قمر و شمس در حد اتحاد خود مقارنه با زهره داشته باشند با خود نگاه دارند ، در حال صرع قطع شود و دارندهء او را هرگز غمى نرسد و از چشم بد ايمن باشد .
[ 859 ]
بُسْتان افْروز :
لغت فارسى است و به عربى حبق بستانى گويند به فارسى تاج خروس و گل حلوا نيز نامند . و او ، غير حماحم است كه حبق نبطى باشد ؛ چه حماحم را برگش عريض و الوان و نبات او قويتر و بزرگتر و كم گل مىباشد ، و بستان افروز را برگش سبز و ريزه و پر گل و گلش سرخ مايل به بنفشى و بىرايحه و تخمش ريزه و براق و سياه است .
در دوّم ، سرد و خشك و قابض و رادع و آب او با جلّاب و سكنجبين جهت حرارت معده و جگر و سدهء سپرز و رفع سميت خانق النمر ، نافع .
جرم او ثقيل و مصلحش سكنجبين و قدر شربت از آب او تا يك اوقيه و نيم و بدلش حماحم و تخمش جهت اسهال ، نائب مناب تخم بارتنگ است . و چون كوبيده در يك رطل شير خيسانيده شب در مهتاب گذاشته بنوشند و سه روز به دستور و زياده بر آن مداومت كنند جهت رفع حرقة البول و بول الدم ، مجرب است .
قدر شربتش دو مثقال است .
[ 860 ]
بُسْر :
غورهء خرما است كه زرد و مايل به شيرينى شده باشد و مراتب هفتگانه خرما