تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى ) — صفحة 186

مساهمون:

ص١٨٦
در سوم ، سرد و در دوّم ، تر و سياه او ، با يبوست و اجتناب از خوردن او اولى است و سفيد او مسكّن تشنگى و حرارت و با قوت محلله و مليّن طبع و بو دادهء آن قابض وجهت تبهاى حارّه و غليان خون و خشونت سينه و [ حلق ] و زبان و علل صفراوى و ذات الجنب ، و امراض دموى و اخلاط سوخته و سرفه و مغص و قرحهء امعاء و زحير و ضماد او با روغن گل سرخ و سركه جهت درد مفاصل و نقرس حارّ و نرم كردن اورام ظاهرى و خنازير و ورم صلب و جمره و حمره و با آب دهان ، جهت دمل ، مجرب و با روغن بنفشه جهت درد سر حارّة و ترطيب دماغ و اعضاء و شق شدن موى و دراز كردن آن و ضماد كوبيدهء او كه با مثل او روغن گل و پوست خشخاش پخته باشند جهت اورام حارّه و تسكين درد آن ، مجرب . مضعف عصب و مفسد اشتها و مصلحش عسل و سكنجبين عسلى و قدر شربتش از دو درهم تا ده درهم و بدلش در تبريد ، خرفه و در نضج ، تخم كتان و در سرفه و خشونت حلق و امثال آن ، بهدانه وده درهم كوبيدهء او كشنده است . [ 834 ]

بُزْغُنْج :

به فارسى اسم بار درخت پسته است كه پستهء نبسته باشد و گويند : درخت پسته ، يك سال بار مىبندد و يك سال ثمرش دانه نمىبندد و او را بزغنج نامند . در خواص ، مثل پوست بيرون پسته نيست ؛ بلكه سرد و خشك تر و قابض و مفرّح و در افعال ، مانند اقاقيا است . [ 835 ]

بزر كتان :

در كتان موصوف است و به فارسى ، بزرك نامند و از بزر مطلق ، مراد اوست . [ 836 ]

بُزُور :

تخم نباتات است و هر تخمى در ضمن اصل آن ، موصوف است . [ 837 ]

بَزْرالكَرَفس الجبلى :

فطراساليون است . [ 838 ]

بَزْر الجزَرَ البرى :

دوقو است . [ 839 ]

بَزْر الأرَجْوان :

در ارجوان ، موصوف و غير تشميزج است . [ 840 ]

بزر الَدنْد الاسود :

جيلاهنگ است . [ 841 ]

بزر العُصْفُر :

قرطم است . [ 842 ]

بزَر القنب :

شاه‌دانج است . [ 843 ]

بزر بلاسقيس :

حرف كابلى است .