آن و با روغن زيتون جهت كمنهء تحت عين و طلاى مطبوخ او به سركه و پوست انار جهت بواسير و ذرور او و برگ او جهت آكله ، نافع .
مضر مثانه و مصلحش تخم خربزه و مضرّ امعاء و مصلحش صمغ عربى و قدر شربتش تا دو مثقال و بدلش محروث به وزن او و دو دانگ آن حلتيت و گويند به وزنش ذوفرا - و اين انسب است - و مضرّ محرورين و مصلحش شربت انار و سكنجبين .
ترشى او كه از ساق بيخ آن با سركه ترتيب دهند ، بسيار گرم و خشك و جالى معده و قاطع اخلاط غليظه و جهت برودت و رطوبت معده و تب ربع و سقوط اشتهاء و اختلاف هضم اغذيه ، نافع .
محرق اخلاط و مورث تشنگى و التهاب و مصلحش كاهو و سركه و بدلش ترشى اشترغاز .
بيخ او در افعال ، قويتر از ساير اجزاى او و طلاى او محلّل اورام و مانع زياده شدن خنازير و ملحم زخمها .
قدر شربتش نيم مثقال و گويند مضرّ شش است و مصلحش عسل .
صاحب « جامع » انطاكى گويد كه چون زن بعد از حيض ، بلافاصله هر روز يك درهم از انجدان بنوشد تا يك هفته هرگز آبستن نشود و تخصيص نداده كه از نوع سفيد باشد يا سياه .
[ 529 ]
انيسون :
به فارسى باديان رومى گويند . تخم نباتى است بلندتر از ذرعى و ساقش مربّع و برگش باريك و خوشبو و گلش مايل به سفيدى و تخمش در غلاف لطيف طويلى و از رازيانه كوچكتر و سبز مايل به سفيدى و زردى .
در آخرِ دوّم ، گرم و خشك و مدر بول و حيض و شير و عرق و محلّل رياح معده و ساير اعضاء و مبهى و قابض طبع ؛ خصوصاً برشته كردهء او و مقوّى گرده و مفتّح سدّه جگر و سپرز و جالى مجارى نفس و جهت صداع بارد و شقيقه و درد سينه و سرفه و ضيق النفس و اعياء و استسقاء و حصات و تب بلغم و سوء القنيه و قطع سيلان رحم و ازالهء فضول ، نافع .
و با قوت ترياقيه و بخورش جهت درد سر و نزلات بارده و اخراج جنين و مشيمه . و سنون او جهت جلاى دندان [ و ] خصوصاً محرق او و رفع بد بويى دهان و اكتحال او جهت سبل كهنه مجرب دانستهاند . و قطور روغن گل كه انيسون در آن جوشانيده باشد