موى سوخته انسان - شرباً - جهت منع سفيدى موى و استسقاء و رفع سموم قتّاله و ريزانيدن سنگ گرده و مثانه و رفع ربو و بدر [ بهق ] و اكتحال او جهت بياض چشم و قطور او با روغن گل سرخ جهت درد دندان و درد گوش و ذرور او جهت آكله و نزف الدم و تجفيف جراحات و منع زيادتى زخمها و قروح خبيثه و ساعيه ، مجرب است .
چون بول انسان را در ظرف مس با عسل بسيار بجوشانند به جهت بياض چشم و طرفه نافع و عرق موى انسان - كه با كبريت مدبّر كه آتش در نگيرد - و روغن مفتاح تقطير كنند ، در صناعت ، نظير ندارد . و در دستورات « ان شاء اللّه تعالى » مذكور مىشود .
و « ارسطو » گويد : كه آشاميدن آبى كه خصيهء انسان را شسته باشند ، جهت صاحب تب و ورم جگر و وجع فؤاد ، نفع عظيم دارد . و چون طفلى را با سمومات ، به تدريج تغذيه كنند ، جميع اجزا و انفاس او قاتل گردد و هيچ حيوانى قابل اين قسم تغذيه نيست . و منى انسان ، جالى بهق و برص و كلف و خوردن مشيمه ، محدث جذام است و مجرب دانستهاند .
[ 524 ]
انوطيلون :
نباتى است بىثمر و شبيه به نبات كدو .
« ابن تلميذ » گويد جهت جراحات تازه ، به غايت نافع است و در حال التيام دهد .
[ 525 ]
اندروطون :
شبيه است به برگ بيد خشك شده و از آن عريضتر .
گرم و خشك و مفتّح سدّه احشاء و جهت درد مفاصل نافع است .
[ 526 ]
انبج :
به هندى انبه نامند . ثمر درختى است هندى به قدر درخت گردكان و ثمر بعضى مثل بادام سبز . و از اوّل تكون تا رسيدن ، شيرين [ سبز ] است و بعد از رسيدن ، زرد مىشود و بعضى را ثمر ، مثل سيب . و نارس او ، با عفوصت و اندك ترشى و چون برسد ، سرخ و ترش و شيرين گردد و در انتهاء ، زرد و شيرين شود و هر دو قسم آن خوشبو مىباشد .
در دوّم ، گرم و در سوم ، خشك و گويند غير رسيدهء او در اوّل ، سرد است . غاسل اخلاط لزجه و بىثقل و مقوّى نفس و جهت نيكو كردن رايحهء دهان و منع خفقان و درد سر بارد و رفع بواسير و تقويت مرى و ترشى او جهت قطع طحال و بر انگيختن اشتها و ريزانيدن سنگ گرده و مثانه و دانه او جهت سفيد كردن دندان و خاكستر چوب او جهت نزف الدم و طلاى شاخ و برگ او جهت دراز كردن و سياه داشتن مو ، نافع .
گويند مضعف جگر و مصلحش مويز .
[ 527 ]
انجبار :
نباتى است برگش شبيه به برگ رطبه و با اندك زغبى مثل غبار و شاخههاى