عريض تر از آن و گلش شبيه به گلنار و از آن بزرگتر و بيخش سفيد و كوچك و چون خشك شود ، بوى شراب از او آيد . و منبت او ، كوهها است و مخصوص به زمانى نيست ، معتدل و مفرّح و در نشاط و اسكار ، قريب به شراب . و بالخاصية ، جهت رفع توحش و جنون و تقويت حواس و ذهن ، به غايت مفيد ؛ حتّى اين كه چون حيوانى از بيخ و برگ و شاخ او بخورد ، باعث انس او مىشود . ضماد برگ او جهت منع زيادتى قروح خبيثه ، نافع و مؤثر است .
[ 518 ]
انف العجل :
به لغت مغربى اسم ثمرى است شبيه به بينى گاو و نبات او ما بين شجر و گياه و ربيعى و برگش شبيه به برگ كاسنى و از آن ريزه تر و گلش بنفش - شبيه به شب - بوى بنفش و از آن ريزه تر و معتدل و با قوت محلله و مدرّ حيض و آشاميدن طبيخ برگ او بالخاصية ، جهت رفع سموم ، نافع . و نطول او محلّل صلابت و مسكّن دردِ گزيدن هوامّ است .
[ 519 ]
اندروطاليس :
به يونانى اسم نباتى است . منبت او ، ساحل بحر روم ، شبيه به اشنان و بسيار سرخ و بىبرگ و تخمش در غلافى مثل غلاف نخود و تلخ و تند و در مغرب ، كلخ [ كلاخ ] و ملاح نامند . و ظاهرا نوعى از قاقلى باشد .
در اولِ سوم ، گرم و خشك و مدر بول و مفتّح و محلّل و تخم او و طبيخ او جهت استسقاء ، مجربِ اطبّاء و جهت نقرس و سنگ مثانه و عسر بول و احتباس حيض ، شرباً و ضماداً و طلاءً و جلوساً ، نافع . و قدر شربت از تخمش يك مثقال - با شراب و امثال او - و از طبيخش با شكر يا شراب يا سركه تا ربع رطل .
[ 520 ]
انكيز :
« امين الدوله » - مؤلف جامع الادويه - گويد كه آن گياهى است منبتش حريم جبال گيلان ، چون بر روى او نشسته و بر روى زمين بخوابانند ، روز ديگر آنچه قسم نر است ، باز راست مشاهده كنند و آنچه ماده است به همان هيأت مىماند . و به لغت صقالبه ، خاوانى نامند .
گرم و خشك و ضماد برگ خشك او با آب گوگرد ، در يك روز بهق را زايل مىكند و تخم نر او به غايت مورث نعوظ مردان و از قسم ماده ، موجب شدت شبق [ تعشق ] زنان . و اندكى از او با شراب ، منوّم قوى ، به حدى كه تا سه شبانه روز شارب او بيدار نشود و خوردن روغن زيتون با آب گرم ، رفع خواب او مىكند .
قدر شربتش تا دو درهم .