تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى ) — صفحة 107

مساهمون:

ص١٠٧
باقلا ، جهت نقرس . و طلاى آن با سركه جهت سپرز و گرده با صمغ البطم و زفت ، جهت تحليل خنازير . و مغسول هر دو به دستور تغسيل اقليميا ، ملطّف و جالى بصر و جهت بردن بياض و رفع آثار ، نافع . و بالخاصية ، زهرهء آسيوس ، قاطع خون لهاة است . و خوردن او با عسل ، جهت قرحهء شش ، نافع . مورث سحج و مصلحش صمغ عربى و قدر شربتش از يك دانگ تا نيم درهم است . [ 262 ]

اسفيدباج :

به فارسى شوربا نامند . از جملهء اغذيه است . و آن ، مرقى است كه از ادويهء حارّه و گوشت مرغ و غير آن و بقول و امثال آن كه طعمى غالب نداشته باشد ، ترتيب دهند . لطيف و مرطب و صالح الكيموس و موافق امزجهء سوداوى و صاحب سعال و قرحهء ريه و امثال آن است . [ 263 ]

اسْقِيل :

لغت يونانى است . و پياز عنصل و پياز دشتى و پياز موش نامند . و برگش شبيه به برگ نرگس و ساقش بىتجويف و سبز مايل به زردى و بيخش مثل پياز و بزرگ و به هواى سرد ، سبز مىماند . و محتاج به غرس نيست . و هر چه در زمين تنها برويد ، سمّ قتّال است . در آخرِ سوم ، گرم و خشك و با رطوبت فضليه و مدرّ بول و حيض و مقوّى معده و منقّى اعضاء و جالى و جاذب خون به ظاهر جلد و محرق [ و مفرّح ] [ و مقوّى ] اعضاء و ملطّف اخلاط غليظه و ترياق زهر هوامّ و جهت ضيق [ نفس ] و سرفهء كهنه ربو و استسقاء و سپرز و عرق النسا و مفاصل و نقرس و درد گوش و شقيقه و درد سر بارد [ و صرع ] و نسيان و قى الدم و سنگ مثانه و عسر البول و جميع امراض - سواى قروح باطنى و محرر المزاج و اسهال دموى - ، نافع . مشوى او كه به خمير گرفته در آتش پخته باشند به حدى كه خمير ، منفسخ گردد ، در مشروبات ، مستعمل است . و مسهل اخلاط غليظه . و بالخاصية ، مقوّى معده . چون تخم مرغ را در جوف او گذاشته بپزند ، و تخم را بنوشند ، مسهل اخلاط غليظه و معدل آن . و چون كوبيدهء او را به نطرون به قدر ربع آن در پارچه‌اى بسته ، موضع داء الثعلب را به آن ، چندان بمالند كه به خون آورد ، موى بروياند . و اگر محتاج به تكرار باشد ، بعد از رفع جراحت ، تكرار عمل نمايند . و هر گاه نصف اوقيهء او را در دو اوقيه روغن زنبق بجوشانند