در وى پديد مىآيد و نيز حرارتها و قوتهاى طبيعى مىجنبند و هضم بهتر مىشود و تعليق تعويذات و عقيق پريشان جهت منع مضرت چشم و همچنين سوختن سپند و نمك بر انگشت افروخته به سبب ايشان و دفع مضرات و جامهاى كهنه پوشانيدن لازم بود و اين را ركنى بزرگ دانند در تربيت ايشان كه بغايت مجربست و مدت شير دادن به اطفال تا دو سال بود و از يك سال و نيم كمتر و از دو سال بيشتر مضر بود زيرا كه قبل از يك سال و نيم هاضمهء ايشان را قوت بيشتر از ان نباشد و اصل اعضاى ايشان هنوز پرورده نشده باشد و خام بود و بعد دو سال غذا بيشتر خواهند و هاضمه قوىتر بود و بهضم شير عادت بضعف هضم كند و مناسب آن بود كه كودك را قبل از آنكه از شيريماز خواهند كرد اندكاندك از اغذيه معنا و بوى چشانيدن تا در حين بازگرفتن شير بغذاى ديگر عادت كرده باشد و همچنين در غذا بتدريج افزايند و در شير دادن بتدريج كم كنند تا از ترك معنا و يك بار مضرت نيابند و هيچ غذاى كثيف و مستحكم بديشان نشايد داد كه هضم بد كنند و توليد شده و سنگ دريشان زود واقع شود و ممكن بود بعطسه و سرفه چيزى از ان در بينى ايشان جهد و بماند و چون اطفال را محبتى و موانستى عظيم با شير و پستان واقعست درين اثنا مذمت پستان پيش ايشان همواره بايد كرد و گاهى پستان را سياه كنند تا از ان خائف گردد و گاهى به چيزى تلخ غير مضر اندكى بيالايند تا از طعم آن نفرتى عظيم نمايد و از فراق آن بسيار متالم نگردد و اعراض نفسانى مضرت نكند و بچيزهاى مرغوب او را مشغول دارند و چون زود ترك شير خوردن كرد از جهت نفرت شبها كه وى و خواب باشد اندكى او را بياگانند و شير دهند و روز طعام چندانكه از شير نيكو مستغنى گردد انگاه تمام بازگيرند و اگر بر ان عادت شبها گرسنه شود چيزى مناسب دهند و آن مقدار او را بيدار دارند كه طعام سختى از معده او بگذارد انگاه اگر خواب خواهد كند و چون تشنه شود در شب آب دهند و اگر انار شيرين بجاى آب خورد بهتر باشد و غذاى طفل و كودك مدتى متفرق چندين نوبت بايد چنانچه طلب كنند و اگر از شغل لعب بدان نهپردارند طعام بديشان بايد نمودن و مائل ساختن هرگاهى كه دانند كه محتاج غذااند از عادت خوردن ايشان و از غير آن و همواره ايشان را بلعبهاى مناسب و الحان خوش و ترغيبات ملائم مشغول بايد ساخت تا بفكرى كه نبايد نپردازند و بهترين موسمى جهت از شير بازگرفتن بهار و فائزست و اگر ضرورتى بود در آخر زمستان و اواخر تابستان نيز توان امّا در هر دو چله صيفى و شتوى مضر بود چه در تابستان اسهال عظيم پيدا كند و در زمستان به جهت استيلاى تشنگى و شراب آب سرد برد معده و سوء هضم پيدا كند و مضرت تابستان بيشتر بود اگر جهت ضرورتى
خلاصة التجارب ( طبع قديم ) — صفحة 74
مساهمون: بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )
ص٧٤