تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة التجارب ( طبع قديم ) — صفحة 66

مساهمون:

ص٦٦
و تدبير و دفع فضلات كند و بتدريج تحليل آن نيز مىنمايد همچو تحليل سراج مر دهن را و آن رطوبت حرارت غريزيست يعنى اصلى مادرزادى كه قوام اصل حيوانها بدانهاست و آنچه از رطوبت غريبه بدل ما يتحلل بدن همى شود قائم مقام آن رطوبت نمىشود زيرا كه آن رطوبت اصليه قبل طبخ درين بدن در اوعيه غذا و منى و رحم پدر و مادر طبخ يافته و طبخ اين رطوبات هم درين بدن بود فقط پس آن رطوبت برحسب مقتضاى طبيعت به مدت مذكور تحليل پذيرد و آن حرارت غريزى كه باعث روح حيوانىست منطفى گردد چنانچه چراغ از خرج شدن روغن و موت طبيعى واجب شود اين بر تقدير عدم ضعف مزاج اصلى و مقتضيات خارجى بود و بحسب استقرا درين و اين ممالك مزاج و تركيب انسانى را با وجود عدم درد اسباب مفسدهء خارجى و داخلى بيشتر ازين نيافته‌اند هرچند كه مراعات نيز نموده‌اند امّا حكماى هند را چون اعتقاد به طول حيات چنانچه صريح نص كلام اللّه شاهد آن است بلكه ما فوق آن نيز حاصل‌ست و تقويت مزاج بتدبير حكمى خود مجمع عليه است نظر ابقا و اثبات كمال قوت انسانيست كه آن مدت جوانىست فوق البلوغ بتدابير قويه حكمى چه هرچند تدبير بهتر و قوىتر بود مزاج حكم ثابت‌تر باشد و اعظم تدبير ايشان رياضت دم گرفتن‌ست و درينجا چند فائده ملحوظ بود يكى آنكه چون روح همواره محتاج‌ست بتعديل سخونت و اخراج فضلات دخانيه باستنشاق هوا بشش و رد نفس و ازينجهت انسان مضطرست به هوا پس بدين عادت روح را قوتى در قبول حرارت دل و در مخالطه ادخنه حاره و عدم احتراق و صاحب را قلت احتياجى و كمى اضطرارى پديد آيد و ديگرى آنكه چون روح جوهر لطيف سهل‌التحليلست و در حين حركت اعضا بيشتر بتحليل مىرود پس بدين اعتياد چون آلات تنفس دل و اعضا و اكثر ساكن‌اند و تحليل كمتر افتد ديگرى قلت تضرر از هواى مفسد باستنشاق ديگرى كثرت طبخ رطوبات فاضلهء دماغى بسبب ازدياد حرارت قلت بتدريج و صعود ابخره حاره از دماغ ديگرى تقويت قوى و اعضا چه مقررست كه از كثرت توجه روح بقوى و اعضا قوت متوجه اليه زياده مىگردد و بدين فعل البته روح را توجه تام به داخل مىشود چه از توجه بخارج جهت تعديل و هرب از مضر مصاحب كه ادخنه قلبىست و از براى ادراكات و امثال اينها باز پرداخته است و نه بينى كه تا دم نگيرند در عين زور كردن و اتمام افعال شافعه و بدين فعل روح را متوجه بدان عضو نسازد و قوت ميسر نگردد و ايشان را درين باب اذيتهاى كلى باشد و تدبير ديگر منع افراط تحليلات اخلاط و قوى و ارواح و حرارت و رطوبت غريزى بود و تعليل محللات خارجى و داخلى چون ادراكات و احساسات و افعال شاقه و اخراج منى و استفراغات و اخلاط جهت ثبوت قوى و ارواح و متانت اخلاط
خلاصة التجارب ( طبع قديم ) — صفحة 66 | بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )