تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة التجارب ( طبع قديم ) — صفحة 65

مساهمون:

ص٦٥
در حرارت فصل داخل حفظ صحتست و معدل مزاج و آنچه بحمام و ادويه و تسخن هوا و تعبها واقع شود متقى بود داخل علاج و اعتدال كه آن مفيد و مطلوب‌ست باعتدال حركات متعبه معتاده بود و مخاط آنچه در بينى جمع شود و اخراج آن بدميدن بايد كرد كه آسان‌تر بود و راه نفس گشاده گردد و اگر ديگر فضله در دماغ بود مجال استفراغ آن هم پديد آيد و آنچه به راه نفس بازكشند و از دهن برآوردند منفذ بينى را نيكو پاك نسازد مگر آنچه بكام اقرب بود كه خروج آن از راه دهن اسهل باشد و در حين دميدن و غيره عنف نبايد كرد كه مبادا تفرق اتصال در منفذ و حوالى دماغ واقع باشد و در حين فرو بردن طعام و آب و غيره نشايد بينى دميدن كه ممكن بود كه از انها چيزى بمنفذ بينى جهد و وحشت كند و مخاط را فرو نبايد برد كه چون فضله دماغ‌ست هضم آن مفسد بود اگرچه اكثر بدان معتادند و منتن بغل را زودزود دفع بايد كرد بشست‌وشوى و امثال آن تا چشم را بوى بد او بهم نياورد و دماغ را مضرت نشود و تدبير ازالهء آن بالكليهء باصلاح عضو نشايد كردن زيرا كه بغل مفرغىست مر دل را پس دفع فضلات از ان نافع بود و منع آن مطلقا مضر باشد و ازاله موى سر در محلى بايد كه هواى آن بغايت گرم باشد زيرا كه موى همچو پوششىست عضو را و چون هوا سرد بود مسام آن عضو كه موى دور كرده‌اند بسته شده و مزاج آن را ناطبيعى سازد جهت حقن ابخره و غيره زودزود موى نبايد سترد كه دماغ را مضر باشد و از موعد معتاد در نبايد گذرانيد تا صداع و خارش وحشت نيابند و اگر بالضرورت تاخير مىافتد به آب گرم اندكى بيخ موى را تر بايد ساخت و ماليدن و شستن تا تسكين يابد و اگر اعتياد نگاهداشتن موى شده باشد نيكوتر بود و جهت حفظ صحت دماغ فاما شستن آن بهر مدتى جهت دفع چرك و حيوان لازم بود چنانچه داب‌ست و ازالهء چرك تن جهت تفتيح مسام بدن مناسب بود و بيان آن در استعمال آب تقديم يافت اينست فى الجمله طريق حفظ صحت و بر اذكيا مخفى نماند كه اين تدبير سبعه حافظ صحت بمناسبت پرورش كواكب سبعه سياره واقعست هوا از تربيت مشترى و آب از تربيت زهره و غذا از تربيت آفتاب و دواى مقوى از تربيت مريخ و خواب بيدارى از تربيت عطارد و حركت و سكون از تربيت قمر و دفع و حبس فضلات از تربيت زحل اى سعادتمند نظر حكماى يونان و اتباع ايشان بر رسانيدن مزاج شخصست بمنتهاى اجل كه آن را عمر طبيعى بخوانند و ان تا صد و بيست سال بود با آنكه حفظ كنند هر سنى را از طفوليت و شباب و كهولت و شيخوخت بر آنچه لائق آن سن بود بتعديل اسباب ضروريهء مذكورهء زيرا كه تكوان حيوان را بتخصيص آدمى را از رطوبتى يافته‌اند كه مقارن بود بحرارتى كه نضج