و نيمكوفت در كاسهء پر آب افگندى و بر هواى بيرون نهادى تا سرد شدى على الصباح بر ناشتا صاف آن را دركشيدى و نفع عظيم بافتى و تدبير كلى او در حفظ الصحة همين بود به همين تعديل و امّا بر سر ميوه جهت اجتماع و تحريك رطوبات مفسده در معده و بد ساختن هضم و با خرپزه هيضه بسيار كند و اما در وقت خواب كردن و اثناى اوقات خواب كردن از جهت تحريك رطوبات و صعود بخارات غير مفسد بدماغ زياده از مقدار حاجت مگر وقت كه خير گرمى يا خشكى فزاينده خورده باشد و بغاوت تشنه شده كه آن هنگام صبر مضر بود و امّا بر عطش كاذب جهت آنكه هرچند آب خورند مادهء معطش قوت گيرد و از آبهاى دارد زائد همان نوع وحشتهاى مذكور پديد آمد و امّا به غير تشنگى همت آنكه چون اعضاء مشتاق آب نيستند جذب نكنند و مكث هضم آن در معده رطوبات را برهم زند و معده را سست كند و فساد هضم و سستى مزاج پديد آيد و بسيار باشد كه بهيضه منجر گردد جهت يافتن آن اخلاط را در معده و بر هضم زدن و افساد معده و آن را كه به جهت ضرورتى بدينها عادت شده باشد با گرمى معده و جگر و دل غالب بود از خوردن آب سرد و در اكثر اين حالات كمتر ضرر بايد در بدان شخصى را ديدم ملا كرزه نام كه او هزال بود و معظم هزل او آن بود كه بدعوى آب غلبه خوردى بهر محل كه فرمودندى چنانچه عادتى بدان رسانيده بود كه قريب يك خيك سقاى آب دركشيدى و اگر گاهى تبائيدى بعضى را رد كردى و باقى بادرار دفع شدى و اشتهاى طعام بسيار داشت و هضم او را قصورى نبود از ان فعل مضرتى نمىيافت و حكماى هند ارسال مرطبات بدن بتخصيص آنچه سرد بالفعل و غير مغذى و يا قليل التغذيه باشد كفايت مىكردند و حفظ الصحة عادت بتقليل استعمال آنها را ركنى بزرگ مىدارند زيرا كه يبس ممد ثبات و بقاست و رطوبت قابل عفونت و فساد و تدبير مطفى حرارت طابخه و غريزى نهبينى كه مردمى كه فى الجمله سودائى و ماليخوليائى پيدا كردند با وجود كه يبس ناطبيعى در مزاج ايشان آمده اكثر دراز عمر مىباشند و از پى طعامهاى خنكشده و غليظ آب سرد خورد مضر نباشد بلكه غذاى غليظ را زود نيكو هضم گرداند خصوصا آنچه معطش باشد چون پنير و كشك و امثال آن و از پى شيرينها اگرچه عطش غالب مىشود و صبر اولى بود زيرا كه شيرينى رطوبات را تلطيف و ترقيق مىكند و قائم مقام آب مىگرداند و هرگاه آب خورند از جهت غلبه اشتياق طبع و محبوبيت و رقت شيرينى ممكن بود كه بعضى اجزاى آن را به آب هضم نايافته بعروق منجذب شود و از ان فسادات نمو كند درين فعل هيضه بسيار واقع شود و آنجا كه
خلاصة التجارب ( طبع قديم ) — صفحة 53
مساهمون: بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )
ص٥٣