مزاج و طول عمر شاربان عدم آن توليد امراض منسوبه به آب بود چون رشته و غيره خواه آب چاه باشد و خواه آب كاريز و خواه آب نهر و خواه آب چشمه و خواه آب باران و برف و خواه آب اصطرخ و حوض و بالجمله آب نهر كه از دور آيد و نيز رود بر سنگريزه گذرد و علفهاى خبيث بر كنار آن نباشد اگر نيك خاصيت بود و رعايت آب چنان بود كه از پى طعام گرم آب سرد نخورند و اگر صبر نتواند كرد جهت گرمى معده آهستهآهسته اندكاندك تجرع كنند بلكه هر وقت كه رغبت آب باشد چيز بايد خوردن و اعتياد بدين نوع اسلم بود و همچنين در اثناى طعام گرم هم آب سرد نخورند زيرا كه معده را سرد مىسازد و هاضمه را ضعيف مىسازد و غذا را خام مىگرداند و برهم مىزند و ليكن مردم گرم معده و جگر را كه بر تشنگى طاقت ندارند و بدين نوع عادت كرده باشند مضرت نكند بلكه منفعت رساند جهت مقاومت با حرارت معده و جگر و دل و ترك مضر بود و بعضى هستند كه قبل از طعام ما دام كه آب سرد نخورند اشتهاى طعام پيدا نكنند و اين از غايت گرمى جگر بود و معده بسبب داخلى يا خارجى و غير اينچنين كسان را جهت سرد شدن معده مضر بود و عند الضرورة تجرع بر وجه مذكور جمله هيچ قصورى ندارد و بحفظ دندان و اعصاب هم انسب و اولى بود و بعد از حركتهاى عنيف چون جماع و غيره و بر ناشتاء و بر سر ميوه تر بعد حمام گرم و بعد مسهل قوى و در حين خواب كردن و در اواسط خواب و بر عطش كاذب و تغير تشنگى آب بتخصيص آب سرد نبايد خورد زيرا كه بعد از جماع چون اعضا گرم شده و مشتاق برو گشته و بسبب استفراغ رطوبات منى جذب اعضا مر رطوبات را بيشتر و قوىتر گشته و منافذ گشاده شده آب را به خود زود كشد تعديل نايافته و انطفاى حرارت غريزى از سردى آب لازم آيد و همچنين بعد از حركتهاى عنيف مطلقا و بعد حمام نيز ليكن بر حركتهاى عنيف مضر باشد جهت تحليل قوى و ضعف حرارت غريزى بغايت و امّا بعد مسهل قوى چون افواه عروق گشاده و جذب بيشترست و ضعف حرارت غريزى بتحليل واقع مضرت آب تعديل نايافته به اعضاى رئيسه زودتر رسد و بيشتر بود ديدم حكماى هند را كه مسهل خورده را چون افراط اسهال مىشد و يا مسهل به خون آوردن مىانجاميد آب سرد و دوغ سرد كرده گاوى مىخورانيدند و حال مستفرغ از ان بصلاح مىآيد و هيچ مضرتى نيافت جهت غلبهء حرارت دوائى و امّا بر ناشتا جهت آنكه نفوذ او به اعضاى رئيسه بصر افتد اسرع بود و برو معده و برهم زدن اخلاطى كه بمعده بعد الخلو نصب گشته واقع شود و از ان وحشتها پديد آيد شخصى در قاين بود به صد سال قريب شده و اكثر اوقات تندرست و با قوت بود و مزاجى گرم داشت دواى او آن بود كه هر شب چند عدد بيخ كاسنى را شكسته و
خلاصة التجارب ( طبع قديم ) — صفحة 52
مساهمون: بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )
ص٥٢