از فزونى خلط و غيره بيكار شود نه در حفظ صحت و آنچه قبل ازين از كلام حضرت مد ظله العالى فهم كردى از حفظ الصحة بادويه مقويه مسكره يا مخدره نه عادت فرمودن طبعست بعجز و ضعف و غيره چه آنها ممد و حافظ قوىاند نه دافع مرض و مغير مزاج بكيفيت و غيرها بدانكه درين تقويت و اعتياد مذكور رعايت هفت چيز واجب بود اول هواى خوب كه احتياج به دو بيشترست زيرا كه روح چون جوهر لطيف سهلالتحليلست اگر يك ساعت باستنشاق هواى لائق تعديل نيابد و بخارات دخانيه كه در حين طبخ روح در دل متولد شده آن هواى مخالط با روح از راه مسام آنها را جدا نسازد و برو نفس بر نيارد بيشك مزاج روح فاسد گردد و خلل در قوى و حيات پديد آيد بلكه از راه حدت و حرارت آن ادخنه روح بسوزد يا بتحليل رود و حس و حركت و حيات باطل شود چنانچه از حال مخنوقين مشاهد است و علامت خوبى هوا كه قوت مزاج و طول عمر ساكنان آن موضع و قلت وقوع امراض و عفونات دردى بود چون هواى قهستان و قائن و جبال رستمدار و بعضى از جبال و حوالى لرستان و گرد استان و باد و غير هرات و بعضى از خراسان و ماوراء النهر و امثال اين مواضع چون مشاهده نمايند اكثر جايهاى كه هواى به قدر خنك و غليظ داشته باشد آن علامات مذكوره در وى بهتر يافته شود چه ظاهرست كه روح را تعديلى و راحتى كه از هواى خشك مىشود و از هواى گرم نمىشود و نيز مردم را قوتى كه در حين خنكى هوا باشد در حين گرمى نمىباشد و فزونى قوت و طول عمر اهل جبال در اكثر مواضع نيز معلومست و هواى لطيف همچو غذاى لطيف زود از كيفيات رويّه متاثر مىشود و تغير مىپذيرد و بلا شبهه مزاجى كه نشو و نما و پرورش در وى دردى يابد همين حال دارد امّا اگر اتفاق افتد كه علامات مذكوره با هواى لطيف جمع شود ملازمهء آن هم نيكو آيد و رعايت هوا نسبت با بدن چنان بايد كه در حين اشتداد حر و بر و قبل از عادت بگرمى و سردى وى تن را از ان حفظ نمايند تا بواسطهء افراط جز خون رگها بخوشد مدد گرمى نفس شده روح را گرم نسازد گرمى ناطبيعى و اخلاط را فاسد و متعفن نگرداند و يا بواسطهء افراط برو خون در رگها فسرده نشود و آن هنگام محال حركت روح نماند و از ان حالت ناطبيعى پديد آيد چنانچه تحقيق آن در امراض كرده شود ان شاء اللّه تعالى و افراط و تفريط خود در جميع احوال از حكمت دورست و مضر امّا نسبت با غير معتاد اظهرست و بالجمله هرچند كه عادت واقع باشد تن را از ادراك حر و بر و در زمان قريب حفظ بايد كرد كه توارد امور مختلف البته متحير سازند و طبع و مغير مزاجست و حافظ صحت را چون اعتياد تدريجىست پس حذر از چنين حالات واجب
خلاصة التجارب ( طبع قديم ) — صفحة 50
مساهمون: بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )
ص٥٠