تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة التجارب ( طبع قديم ) — صفحة 51

مساهمون:

ص٥١
فلهذا از موضع گرم چون حمام و غيره بيك‌بار بهواى بغايت خنك نقل نكنند و به عكس و شبيه بدين حالت است هواى فائز را كه روز بغايت گرم‌ست و شب سرد با وجود آنكه نقل او بحالتين دفعى نيست امّا چون روز مسامات جهت حرارت هوا گشاده بود و انجره بتحليل مىرفته سرماى شب چون بتن رسد و سدّ مسامات و استحصاف جلد واقع شود انجره محتقن گردد و از ان حالات ناطبيعى پديد آيد چنانچه بتقريب معلوم گردد ان شاء اللّه تعالى و به جهت اين اختلاف اكثر جايها امراض درين فصل بيشتر از فصول ديگر افتد و حفظ سر و سينه و پشت و اسافل از سرماى شب فائز واجب بود و نقل از هواى سلاق بعلاق بيك‌بار اصرار عكس بود زيرا كه درين صورت روح متوحش و متنفر بود و در عكس و متروح و متلذذ و سرماى بهارى در همه جاى تن را مفيد بود و امراض نيز درين فصل كمتر افتد و حديث استقبلوا برد الربيع فانه يفعل بابدانكم كما يفعل باعضايكم مصرح اين معنيست و جمعى كه به خوردن افعى و مقويات گرم عادت مىكنند ايشان را حالتى همچو سباع پديد مىآيد كه از سرما هرچند عظيم بود راحت يابند و اگر گرما هرچند اندك بود مضرت يابند و آنان كه بمقويات خنك معتادند برعكس و ازينجا واضح گردد كه تاثير اختلاف هوا و افراط كيفيات آن در امزجه غير معتاده و تقويت تامه نيافته واقع و بيشترست در استرآباد شخصى را ديدم كه زمستان در ميان آبهاى يخ نشستى و سختهاى يخ را سوراخ كرده در گردن افگندى و چون در شهر سير كردى در صباح تا وقتىكه يخ بسته برهنه لنگى زده و مروجه بدست و ظرفى پر آب در دگر دست داشتى و آب بر سر ريختى و بمروحه خود را باد زدى و از مويهاى ريش او يخ بسته آويخته بود مع ذلك اظهار گرمى هوا كردى و چون هوا گرم شدى بفصل ديگر چند جامه و پوستينى پوشيدى و متصل خود را به آتش گرم كردى و چنان نمودى كه مىلرزد و سالها بود كه بدين نهج گذرانيدى تندرست و خوش‌حال بود امّا عادت بهواى متعفن و مختلط بانجره و ادخنه رويه همچو عادت نمودن بسموم است و اگر بحكمت ميسر گردد و از ان مضرت نباشد و اولى حذر بود ازين جمله و همچنين از استنشاق هواى سخت گرم كه مضعف دل‌ست و اگرچه بعد ما هو العادة بسيار ضرر نكند دوم آب گوارنده خوش كه بعد هوا كثرت احتياج به دو واقعست چون ترقيق فضول تن جهت دفع شدن به سهولت معده و غيره نيكو واقع شود و از فساد و سوخته شدن محفوظ ماند و ترقيق فضول تن جهت دفع شدن به سهولت و تسكين لهيب حرارت و ترطيب بدن و اگرچه گوارندگى و خوشى طبع آب بهضم و ذوق توان دريافتن امّا آنچه آزموده و پسنديده بود معتمد باشد چه آب بسيط موجود نيست و مركب را جهت اختلاف تراكيب باجزاى ارضيه خواص مختلف‌ست و خير و شر آن بر همه كس واضح نيست و خوبى آب هم كيفيت قوت