و مطببان صحرانشينان از اتراك و اعراب را و برزيگران مىبينند كه قوت بسيار عمرهاى دراز دارند و اكثر اوقات تندرست مىباشند و شربتخواران را و كسانى را كه بغذاى لطيف معتاد مىبينند كه ضعف القوىاند و بامراض گوناگون مبتلا و از غلط فاحش خود هيچ متنبه نمىشوند با وجود كه در كتب مسطورست كه هرچه لطيفست زود متاثر او غير مىشود و هرچه كثيفست دير متاثر از غير مىشود و همين مسئله را دليل ساختهاند كه هرچه كثيفست دير و بد هضم مىشود و آنچه چنين شد مولد و مدد خلط بد و علت گردد و حال آنكه اين مسئله نسبت با غير معتادست اما چون عادت شود نيك و زود هضم شود و چه چنين باشد مولد خلط نيك و مدد صحت شود و بسبب كثافت دير متغير گردد و دير تحليل پذيرد و موجب عمر دراز شود ان شاء اللّه تعالى مسئله هر غذا كه مزاجش محكمتر بود بهتر بود اما چون عادت نباشد بد هضم شود و زيان دارد و هرگاه عادت شود نيك هضم شود و سودا رود عادت ابوين هم دخل تمام دارد زيرا كه اجزاى اصليهء بدن و روح از غذاى پدر و مادرست و عادت مرضعه نيز دخل تمام دارد و عادت را تاثير كه بسيارست مثلا كسى كه هيچ رنجى و مشقتى و رياضتى نكشيده باشد او را باندك حركتى تحليل مواد بسيار شود ممكن كه به مرض انجامد و كسى كه مشقت بسيار كشيده باشد هرگاه ترك حركت و رياضت كند بيمار شود و كسانى كه خوردنى كمتر يافته باشند هرگاه نعمت بسيار يابند و بدان طريقى كه در كليات طب گفتهاند حفظ صحت نكنند بانواع مرضها مبتلا شوند كه اطبا از علاج آن عاجز آيند و اين هنگام اگر كسى نظر به عادات مريض كرده علاج كنند به زودى صحت يابد و ايشان حيران مانند و ندانند كه سبب مرض چه بود و بچه صحت يافت فلهذا قال رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله و سلم العادة طبيعه خامسه بدانكه در طب اصل جميع معالجات تجربه است پس در حفظ صحت نيز تتبع و تجربه بهتر و معتمدتر بود از باقى استدالات و هرگاه از احوال مردم باخبر مىشويم اصحا اصحاب رياضات را مىيابم يعنى معتاد آن را كه به جهت رياضت و عادت اندك مشقتى بر نفس خود حمل كرده باشند و جمعى كه از حقيقت اين مسئله خبر ندارند گمان برند كه گرسنگى كشيدن رياضتست و اين باطلست چه رياضت عادت را گويند اگر بگرسنگى و تشنگى كشيدن عادت كرده باشند مرتاض باشند چون ديديم كه اكثر مرتاضيان صحيح مىباشند دانستم كه رياضت حافظ صحتست و غذاى اصحا غذاى مرتاضيان بود و اكثر غذاى ايشان غذاى غليظ و پرقوت مىباشد و كشتىگران و زورگران اين مسئله را نيكو مىدانند و چون در تعب مرتاضان نيز افراطى واقع شود بيمار شوند و در مخاطرات افتند زيرا كه تعب مفرط بيرون از عادتست و غذاى اين طايفه قليه بغذاهاى چرب و قليه و برنج بريان و گوشتهاى بريان فربه و نانهاى فطير و بورانى
خلاصة التجارب ( طبع قديم ) — صفحة 46
مساهمون: بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )
ص٤٦