تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة التجارب ( طبع قديم ) — صفحة 44

مساهمون:

ص٤٤
طبيعى مىكند و مخالف اهل گرم سيراب و اهل سرد سيراب دارند و فصول درين امر اكثر را معلوم‌ست اما حالت حالات عرق بر حالات بدن بدانكه عرق چون فضله هضم عروق و اعضاست كه از راه مسام دفع مىشود و مسام منفذهاى تنگ را گويند در جلد كه موى از بعضى از آنها بيرون مىآيد و مركب‌ست از فضلات رطوبات مائى خلطى پس بالذات خبردهنده بود از حال هضمها و فضلات اخلاط بواسطهء اينها از بسياريهاى احوال ديگر خبردهنده باشد چنانچه تفصيل آن بتقريب معلوم مىشود و حالات كليهء عرق كه آن را اجناس اوله او دارند هفت بود امّا حالت اول مقدار عرق‌ست و بسبب بسيارى آن در غير تعب فرو رود در معرقات با دفع طبيعت بود چنانچه در بحرانها و خفت متعاقب آن شاهد اين بود و يا ضعف ماسكه و كشادگى مسام و يا كثرت رطوبات و و ضعف هضم و يا رقت فضلات و ضعف متعاقب آن شاهد آنها بود و سبب اندكى آن يا ضعف قوت دافعه بود يا تمامى قوت ماسكه و يا خامى خلط و يا غليظى فضله و يا تنگى مسام و يا قلت رطوبات و سبب نبودن آن يا استخصاف جلد بود يعنى بسته شدن مسام بسبب بردى كه از خارج بود و يا قوت طبع نبود بر دفع و يا قلت رطوبات بغايت و يا توجه طبيعت بشغلى داخلى و يا خامى اخلاط و كثافت آنها و امّا حالت ثانيه لون عرق‌ست و اين با زرد بود يا سپيد و يا چركن و يا خونابه مانند امّا سبب زردى غلبهء صفرا بود و سبب سپيدى غلبهء بلغم و رطوبات بود و سبب چركنى غلبه سودا بود و سبب بودن آن بلون خونابه ضعف قوت ماسكه و رگها بود و گاه بود كه خون سخت غليظ و فاسد بود و غذائيت را نشايد و اندامها آن را قبول نكند و طبيعت دفع آن طلبد و عرق همچو خون باشد شود امّا حالت ثالثه بوى عرق‌ست و اين يا ترش بود سبب آن ترشى بلغم باشد و يا تيز بود و يا تلخ و سبب اين هر دو غلبه و حدت صفرا باشد و يا گنده بود و سبب اين عفونت اخلاط باشد و يا كم بوى بود و سبب آن خامى خلط و يا ضعف قوت باشد و يا خوش‌بوى بود و سبب آن پاكى بدن باشد و امّا حالت رابعه طعم عرق‌ست و اسباب طعوم همين اسباب بويها باشد و امّا حالت خامسه كيفيت عرق ست و اين باسره بود و سبب اين در تپهاى حاده عجز طبيعت و حرارت غريزى بود دافع و نضج خلط خام و غلبه و عدم وفاى قوت به مدت لائق براى طبخ و تحليل آن بواسطه غلبه حرارت غريبه و اندر تپهاى آهسته خامى خلط و وفاى قوت به مدت طبخ و تحليل آن و غير حمى ضعف حرارت بدنى بواسطهء ورود مبردات در حين كشادگى مسام و يا گرم بود و سبب آن و در جمله احوال قوت طبيعت و گرمى مزاج و اخلاط با شدت و اما حالت سادسه قوام عرق‌ست چون لزوجت و سبب آن لزوجت مواد بود و مثل غلبه رقت و سبب آن رقيقى
خلاصة التجارب ( طبع قديم ) — صفحة 44 | بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )