تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة التجارب ( طبع قديم ) — صفحة 41

مساهمون:

ص٤١
مضطرب پراگنده باشد كه تيره بود و جمله بواسطه ضعف قوت مزاج ايشان باشد در جدا كردن رسوب از آب و غلبهء فضلات خام در بدن ايشان از جهت پر خوردن و حركات بىترتيب ازينجاست كه گفته‌اند كه بول كودكان را در احكام اعتمادى نيست و قلت سبب تولد صفراى صابغ و بدبوىكننده در بدن طفل و كودكان واضح‌ست و بول لائق حال جوانان معتدل القوام بود مائل به ناريت و بول لائق حال كهول مائل بسپيدى و رقت بود و باشد كه بواسطه بسيارى فضلات كه در تن ايشان پديد مىآيد غليظ گردد فى الجمله و غالب آيد و بول لائق حال پيران سفيد رقيق بود بسبب سردى مزاج ايشان و ضعيفى مثانه و اندر بيشتر وقتها با وجود سپيد از شايبه سياهى خالى نباشد و هرگاه بول پير سخت غليظ شود علامت تولد سنگ باشد و بول لائق حال زنان در جميع احوال غليظتر و كمرنگ‌تر و بىرونق‌تر از بول مردان بود و مراد از بىرونقى كم صفائى و كم درخشانىست و جمله بواسطهء آنست كه هضم ايشان ضعيف‌تر و فضلات ايشان بيشترست و منافذ و دفع فضول گشاده‌تر و پالودن فضول ايشان از منفذ بول هم بيشترست و فرق ميان بول زن و مرد آن بود كه بول مرد را هرگاه كه بجنباند تيره شود و تيرگى آن ميل سوى بالا كند و بول زنان از جنبانيدن تيره نشود از بهر آنكه ثفل بول ايشان با آب نيكو آميخته بود و اگر اندكى شود تيرگى آن ميل بفردسوى كند و اندر بيشتر حالها بر سر بول آن كفكى بود و بسيار بود كه چون مرد جماع كرده باشد اندر بول وى ثفلى چون برشتها اندر هم شده و اين غير از رسوب شعرى بود و طريق گرفتن بول جهت ملاحظه نمودن چنان بود كه نخست شيشه سپيد نازك صافى بر شكل مثانه بزرگ چنانچه تمام بول اندر ان گنجد بدست اندر آرند و آن شيشه را قاروره مىگويند انگاه از پس آسايش خواب تمام و هضم شراب و طعام در ان بول كنند و مدت يك ساعت نجومى تقريبا آن را بنهد تا قرار گيرد و خير و شر آن بتحقيق وضوح يابد ان هنگام بر طبيعت عرضه كنند چنانچه حركت نكند و بايد كه شيشه را و آب را از گرد و باد و سرما و گرماى مفرط و حرارت آفتاب حفظ كنند تا بسبب تاثير آنها در دليل تغيرات پديد نيايد و بعضى گفته‌اند كه مدت چهار ساعت بر آب اعتماد باشد و متغير نشود تا قريب شش ساعت تجويز كرده‌اند و حق آنست كه بعد دو ساعت آب متغير مىگردد و احوال آن متعمد نبود و تا قريب ساعتى كه هنوز قرار نيافته باشد احوال آن هم معتمد بود و مخفى نماند كه اين در جمله احكام مشروطست بعدم مغيرات خارجى و داخلى مثل صوابغ و اعراض نفسانى و تعبها و جماع تحليلات مفرط باستفراغات و غيرها و كثرت احتباس و اشباه اينها و امّا دلالت حالات براز بر حالات بدن بدانكه براز چون فضلهء