تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة التجارب ( طبع قديم ) — صفحة 35

مساهمون:

ص٣٥
كه حمرت آن بسيارى و غيرت مائل بود چون رنگ پشت و سبب آن غالبا غلبهء خون سوداوى بود و حرارت بيشتر از حرارت دروى و يا بلغمى عفن بود و بحرارتى اقل از مرتبهء اوّل چهارم سرخ قانى است كه برنگ خون طبيعى بود و سبب آن نيز در اكثر حال غلبهء چون و كثرت حرارت بود و بسيار باشد كه سرخى بول بسبب ضعف كبد و يا گرده و يا عروق رباريش مجارى و يا به جهت درد صعب و شدت و عفونت خلط پديد آيد و آنچه از ضعف كبد باشد بآبى ماند كه گوشت خام در ان شسته باشند امّا مراتب سياه نيز چهارست اوّل مائل بزردىست و سبب آن سوخته شدن صفرا و يا خون بود و سبقت بدى بوى شاهد آن باشد دوم مائل بشقره است و سبب آن غلبهء خون سوداوى باشد سوم مائل بحضرت‌ست و سبب آن غلبه سوداى صرف بود چهارم مائل بسفيدى و سوداى آن بلغمى بود كه بجمود مادهء بلغم حاصل گشته و تقدم عدم بوى و قلت لون شاهد ان باشد و افسد اين جمله صنف اول بود خصوصا كه بر آن حال بماند و گاه بود كه در حين بحران بول سياه شود بسبب حركت خلط سوداوى كه از كوشش طبيعت و وقت بحران و علامات آن شاهد آن بود و گاه باشد كه فرط مردن حرارت غريزى بول سياه شود و ضعف شاهد آن بود و اما مراتب سفيدى دوست يكى سفيد حقيقى كه بلون شير بود و سبب آن غالبا يا غلبهء بلغم بود يا برودت غالبه و غلظت و مخالطت شاهد اين دو بود يكى گداختن پيه و شرحه بحرارت غالب و جمود آن در قاروره شاهد آن بود و يا گداختن اعضاى اصليه و زلول شاهد آن بود دوم سفيدى مجازى كه شفاف باشد بلورين نه مفرق بصر چون كاغذ سفيد سبب آن غالبا يا عدم تصرف طبيعه در آب به جهت برد مزاج و درينجا نضج طبع ببايد دانستن و يا سده كه منع نفوذ سابغ بود و رقت شاهد اين هر دو بود و گاه باشد كه بسبب ميل هوا و مواد بددماغ لون سفيد شود و اين در امراض گرم باختلاط عفن افتد و گاه باشد كه بسبب بحران مرض بلغم لون سفيد شود چه ماده بادرار مندفع گردد و گاه كه بسبب ريشى مثانه و آلات بول دليل شود و مخالطهء ريم بدان شاهد بود و گاه باشد كه بسبب حدوث سنگ بول سفيد شود و گاه بود كه بسبب گرمى گرده و زود بيرون آمدن آب بول سفيد شود و علت ذيابيطس شاهد آن باشد امّا رنگهاى مركب ظاهره ده است و اول فتقىست و سبب آن احتراق صفرا باشد دوم گرانى مادىست و سبب آن زيادتى احتراق صفراست سوم زنجارىست و سبب آن شدت احتراق صفراطست و افراط حرارت خود جمله را لازم چهارم آسمان گونيست و سبب آن برد و انجماد ماده بود و يا خوردن زهرى