تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة التجارب ( طبع قديم ) — صفحة 34

مساهمون:

ص٣٤
و حالات كليه بول كه آنها را اجناس اوله گويند به حكم استقرا هفت حالت بود امّا حالت اول رنگ دليل بود و اصول رنگهاى آن چهار است بعدد و مناسبت اخلاط اربعه زرد و سرخ و سياه و سفيد و از تركيب اينها رنگهاى بسيار پديد آيد و يكى ازين بسائط را چند مرتبه است اما مراتب زرد ششست يكى تنبىست كه مثابه است برنگ كاه يا به آبى كه از كاه پاك جدا شود و بعد از مجاورت معتدل و سبب آن در اكثر اوقات بردمزاج بود كه صفرا كم متولد شود و قصور هضم آن را لازم باشد و گاه بود كه بارد المزاج را بلغمى بسيار بمجارى بول ميل نموده با آن منضم گشته باشد و رنگ او را كم ساخته و گاه بود كه محرور را از جهت ميل صفرا بجانب اعلى رنگ بول چنين بود دوّم اتزجىست كه شبيه است برنگ پوست ترنج و سبب آن اعتدال حرارت و برودت مزاج بود و همچنين تولد صفرا باعتدال لائق و نيكى هضم آن را لازم بود ليكن اگر بقوام رقيق باشد هنوز در اخلاط ناگواريدگى و و خامى بود و طبيعت اين لون به جهت آنست كه لختى از صفرا لا بدست كه بمثانه منصب شود از زهره تا مثانه و آلات بول را بلذع بياكاهاند كه زردى آن اندكى مائل بسرخى و درخشانى بود و سبب آن زيادتى حرارت غلبهء صفرا باشد سوم نارنجىست كه حمرت آن بيشتر از اشقرست و سبب آن افراط حرارت بود چهارم نارىست كه برنگ آبى بود كه از زعفران گيرند و سرخى وى زياده از نارنجى بود و شعاعى با آن باشد همچو شعاع آتش و سبب آن شدت حرارت بود پنجم سرخ ناصع‌ست كه بلون شعر زعفران بود و سرخى آن زياده از نارنجى باشد و سبب آن شدت حرارت و غلبهء صفرا باشد و جالينوس بول صحى معتدل آن را يافته است كه ميان نارنجى و نارى باشد و شيخ بول اترجى را يافته است و محمد زكرايا مىگويد كه بسيار را ديدم كه روز اول كه تپ پديد آيد بول اترجى بود و بر ان حال بماند و پيشتر از روز چهاردهم هلاك شد و بدين جهت مىگويد كه مرا بتجربه معلوم شده كه اندر آب زرد حرارت بيشتر از آنست كه اندر آب سرخ و اندر مائل بسرخى و اشقر و رخشان را گرم‌تر از جمله يافته است و بعد از ان ترنجى را و آنچه مائل بسرخىست فرود انها يافته و حق آنست كه آنچه باشراق و شعاع بود گرم‌تر از جمله الوان باشد چه اشراق نمىباشد الا از حرارت صفرا و امّا مراتب سرخ چهارست اول اصهب آنست كه هنوز تمام سرخ نشده ما بين حمرت و شقرتست و سبب آن در كثرت حال غلبهء حرارت بود ليكن آنچه از تراكم صفرا حاصل شده باشد گرمى به آن بيشتر بود كه با آنچه از رقت و حدت دم حاصل شده باشد زيرا كه گرمى از صفرا زياده بود از گرمى خون دوم دردىست كه بلون گل سرخ بود و سبب آن غالبا غلبهء خون باشد و بر حرارت اول از حرارت اصهب سوم افستم‌ست يعنى اعنبر