تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة التجارب ( طبع قديم ) — صفحة 30

مساهمون:

ص٣٠
و چون هر دو حركت سريع بود و سبب وفور احتياج مجبر نقصان روح باشد و سبب بطوء قلت حاجت بود و ضعف قوت و يا كثرت قوت كه بعظم مستغنى گرداند از سرعت و سبب صلابت و لين همانست كه معلوم شد قبل ازين و سبب تواتر يكى شدت حاجت شده بود زياده بر آنچه منقضى سرعت بود و چه ترويحى كه بسرعت حاصل نيايد بتواتر حاصل گردد و ديگرى ضعف قوت از احداث سرعت و عظم و سبب تراخى ضعف مفرط بود و قلت حاجت و قوت غالبى كه بعظم مستغنى گرداند از سرعت و تواتر و سبب حرارت و برودتست ملمس و خلاء ابتلا آله بسيار پوشيده نبود بعد از معرفت دلائل مذكوره سبب استوى در هر حالتى بودن اسباب آن حال‌ست قريب باعتدال طبيعى و سبب اختلاف بر خلاف اين و ظاهرست كه اين حكيم از روى كليه است و اما از روى جزيه سبب اختلاف با غلبهء ضعف قوت بود در حين كوشش طبع يا مريض يا بروحى كه خواهد و در وقتى كه خواهد تحريك آله نتواند كردن و احوالش ناهموار شود و يا قوت و احتياج يا اشتغال طبيعت به مثل غذاى و شرابى يا سمى و يا اعتراض نفسانى و يا خلطى غالب در امتلاءات گفته كه چون خلط بدور معده بسيار مكث كند اختلاف لازم بود و باشد كه خفقان پديد آيد و نبض خفقانى شود و سبب ذنب الفار ضعف قوت باشد ليكن آنچه زائد الرجوع باشد دال بود بر قلت ضعف و اشتغال طبع و حدوث قوت و آنچه تمام الرجوع بود دال باشد بر قلت ضعف و اشتغال بلا حدوث قوت همچو قارى مطلق و منتظم متصل و موزون جنس الوزن و آنچه ناقص الرجوع باشد دال باشد بر ضعف و حدوث ازدياد آن و آنچه منقضى بود و سبب آن كمال ضعف باشد و دال بود بر قوت سقوط تمام و آن در قرب هلاك افتد و قارى ثابت متوسط بود ضعف ميان منقضى و ناقص الرجوع و در مسلى قوت دو چندان بود كه در ذنب الفار چه از ضعف بنياد مىكند و چون بغايت قوت مىرسد بتدريج آسايش مىطلبد ليكن احتياج در ذنب كمتر است و بنابرين هر يكى را بر ديگرى فضلى بود از وجهى و سبب ذو القرعتين و غزالى بسيار حاجت و توانائى و قوت و صلابت آله باشد چه به مقدارى كه قوت بر انبساط تكليف مىكند آله فرمان نمىبرد با يك ضرب را بلا انقباض به دو دفعه اتمام مىكند ليكن در غزالى احتياج بيشتر باشد و سبب ذو الفتره مانده شدن قوت و استراحت طلبيدن آن بود در اثناى تحريك و گاه بود كه عارضى كه نفس و طبع را بيك‌بار مشغول كند به دو آيد و فرقى در حركت افتد و سبب واقع فى الوسط شدت احتياج بود و سبب مرتعش وفور قوت و سن و صلابت آله و شدت حاجت بود زياده از آنچه در ذى القرعين و غزالى است و كوشش طبع يا غلبهء علت بارتعاد