تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة التجارب ( طبع قديم ) — صفحة 27

مساهمون:

ص٢٧
حركتى بجاى آن افتد و اين را واقع فى الوسط گويند و فرق ميان اين و مطرفى بعد حركت اول بود در مطرفى و عام آن در واقع فى الوسط و متخلل در نبضات ظاهر گردد و ديگرى مرتعش‌ست و اين چنان بود كه شريان با حركتهاى كه مىكند مضطرب و لرزان باشد و ديگرى متشنج و ملتوىست و آن‌چنان بود كه رگ با حركتها كه مىكند گو بر خود همى پيچد همچو رشته كه كشيده باشد و ديگرى موجىست و اين نبضى بود نرم و پهن و متواتر و حركت آله او اندر طول باشد شبيه بموج بود چنانچه بعضى اجزاى آن بر بعضى مقدم جويند در يك حركت و بعضى منخفض و بعضى مشرف نمايند ديگرى منشاريست و اين نبضى بود سريع و متواتر و صلب و در شهوق و غور و تقدم و تاخر و لين و صلابت اجزا چنان نمايد كه گويا چون دندانهاى از ره ناهمواريها دارد ديگرى دردىست و اين نبض بود شبيه بموجى در حالات مذكوره ليكن از جهت صغر با تواتر شبيه بود به حركت كرم بسيار پاى و چنان نمايند كه گويا سريعست و نباشد و ديگرى نملىست و اين نبضى بود شبيه بدورى حالات مذكوره ليكن از غايت صغر و تواتر و ضعف به حركت مورچه ماند امّا حالت ناسعه وزن نبض بود كه آن عبارتست از اعتبار نسبت مقايسه بعضى با بعضى و اين بر دو قسم باشد حسن الوزن و ردى الوزن اما حسن الوزن آن بود كه زمان حركات و سكنات آن با يكديگر مناسب افتد تناسب طبيعى ملائم و اين را مستقيم الوزن نيز گويند و ردى الوزن آن بود كه زمان حركت و سكنات آن با يكديگر مناسب باشد اما غير طبيعى و منافر بود فى الجمله تحقيق اين معنى آنست كه حركات و سكنات شريانى شبيه‌اند بزخمات اوتار كه مولد نقمات‌اند و بسكنات آن كه ما بين زخمات و نغمات‌اند و هرگاه تكيف نغمات كه آن صداهاى او تاراند در مراتب بلندى و پستى كه آن را حده و تغسل گويند متفق واقع شوند و همچنين او دارد نسب و ايقاعات آنها كه زمان حركت و سكون اوتارست طبع از ان متلذذ گردد و آن را ملائم و موزن گويند و هرگاه آن نسب تاليفى و ايقاعى غير متفق باشند طبع از ان متنفر گردد و آن را منافر و غير موزون گويند و در نبض قوت و ضعف و مقدار همچنان‌ست كه بلندى و پستى نغمه و سرعت و بطوء و و تواتر و تفاوت همچنان‌ست كه ايقاعات آن پس هرگاه نسب قوت و ضعف و طول و عرض و عمق نبض و همچنين نسب زمان حركت انبساط و انقباض و سكون محيطى و مركزى آن بر مجراى طبيعى چنانچه سن و و فصل و صنف و شحنه و بلد و غالب تدبيرات‌ست واقع باشند وزن آن نيكو و درست و طبيعى بود و اگر غير از ان باشد وزن آن بد و نادرست و ناطبيعى بود و آنچه در بعضى موافق لائق و در بعضى مخالف باشد