و متوسط آنكه زمان حركت او قرب بود به زبان حركت معتدل و بدانكه در احساس حركت انقباضى جهت صعوبت ادراك آن اختلاف كردهاند و در اكثر احوال اين ادراك ممكن نباشد ليكن آنجا كه پوست تن نرم و گوشت آن موضع كم باشد و نبض قوى و صلب و بطى الانبساط بود ظاهر باشد نزد ذكى الحس و بيشك اين نيز چون حركتست از يكى اقسام ثلثه بيرون نخواهد بود و بمقابلهء انبساط لختى معين گردد لازم نيست كه دائما حالات او موافق بود با حالات انبساط فلهذا چون حالات هر دو را باهم تركيب نموده ملاحظه كنيم نه قسم حاصل گردد اما حالت رابعه قوام شريان بود اين نيز سه قسم باشد صلب و نرم و متوسط بينها اما صلب آن بود كه چون سر انگشت در حال انبساط اندكى برو فشارند فرمان نبرد و فرو نهنشيند و نرم آنكه نيكو فرمان برد و متوسط ظاهرست و فرق ميان صلب و قوى آن بود كه باز كوشيدن شريان در حال انبساط با سرانگشتان اندر نبض صلب نه يا قوت حركت باشد و انگشت را از خود دفع بكند و در سكون بر صلابتى اندر رگ باقى بود و اندر نبض قوى بخلاف اين باشد و ادخال اين جنس در اجناس نبض به جهت آنست كه حامل نبض و سبب آن شريانست اما حالت خامسه زمان سكون بود ميان حركت انبساطى و انقباضى آنجا كه حركت انقباضى محسوس بود چنانچه در اصول اين علم مبين گشته است كه ميان هر دو حركت متصاده لا بدست از سكون و آنچه بعد از انبساط بود آن را سكون محيطى و خارج گويند جهت بعد از مركز و محور شريان و آنچه بعد از انقباض بود آن را سكون مركزى و داخل گويند جهت قرب بمركز و محور شريان و آنجا كه حركت و انقباضى محسوس نباشد معتبر زمان سكونى بود كه ميان دو انبساط واقعست و اين حالت نيز بر سه قسم بود متواتر و متفاوت و متوسط بينهما اما متواتر آن بود كه زمانى كه بين الحركتين درو احساس حركت شريان نمىشود كوتاهتر بود از زمان سكون نبض طبيعى و اين را متدارك نيز گويند و متفاوت آنكه آن زمان اطول بود از زمان سكون نبض طبيعى و اين را متراخى و متكاشف و متحلل هم گويند و متوسط آنكه قريب به سكون طبيعى بود و چون اين سكونين لازم صورت نبضاند بدان سبب اين جنس در اجناس نبض داخل گشته و فرق ميان نبض متواتره و سريع آنست كه در متواتر زمان سكون سخت كوتاه بود خواه زمان حركت كوتاه باشد و خواه نه دور سريع برعكس اما حالت سادسه ملمس شريان نابض بود و اين نيز بر سه قسمست حاره بارد و معتدل بينهما اما نبض حار آن بود كه ملمس آن گرم و تر بود و قياس با ملمس نبض طبيعى گامى كه مانعى و سببى جمله از خارج و غيره نباشد و در اكثر حالات اين ملاحظه را دخلى هست و بارد آنكه اندكى از ان بقياس فروتر باشد و معتدل آنكه
خلاصة التجارب ( طبع قديم ) — صفحة 24
مساهمون: بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )
ص٢٤