ميان استخوانهاى پهلو از درون و بيرون طرفين چه آنها دو نوع واقع شدهاند و چهل و هشت عضله بيست و هشت عضله شكم و چهار عضله قضيب و چهار عضله خايهء مردان اما زنان را دو عضله بود و چهار عضله مقعد و يك عضله مثانه و دو عضلهء حركت رانها از هر سرين يازده عضله و هيجده حركت ساق از زانو هر ساقى راند عضله و بيست و هشت عضله قدمها از هر قدمى چهارده عضله پنجاه و دو عضله نرده و انگشتان هر پاى را بيست و شش عضله و تفصيل نهاد اين عضلات را بسطى عظيمست و حوالهء تحقيق آن بكتب تشريح اولى مىنمايد و اما وتر مكون و طبيعت و منفعت آن از تقريرات سابقه فهم شده اما غشاء كه آن را پرده گويند و بر سطوح ظاهر اعضا و در احشا گسترده بود تكون و طبيعت از تقريرات سابق معلوم شود و منفعت آن از روى كليه آنست كه نهاد اعضاى را كه بدان پوشيده باشد بر حال خويش نگاهدارد و منع آن سطوح از افات فى الجمله بكند و وصل بعضى اعضاى را كه از عضوى ديگر آويخته شده چون گرده محكم دارد و نيز اعضاى كه چستى ندارد بوسيله غشاء مصاحبت ادراك مودى كنند و نيز واسطه شود ميان جسم نرم و صلب يا نرم از صلب متضرر نگردد چون پردهاى دماغ و نيز جدا كنند بعضى اعضا را از بعضى تا در آلام شريك نباشند چون غشاء منتصب دماغ و نخاع و نيز منع حرارت غريزى از تحليل يافتن فى الجمله بكند چون صفاق شكم و نيز منع وصول بخارات كدر ببعضى اعضاى شريف بكند چون حجاب حاجز كه ميان شش و آلت غذا واقعست و نيز منع بعضى اعضا از ملاقات فضله غذاى آن بلند چون غشاء عنكبوتى و تحقيق اغشيه بتقريب بيان اعضاى مركبه و معالجات واقع شود ان شاء الله تعالى و اما گوشت آنچه غير غدويست بطبع گرم و تر بود و منفعت آن از روى كليه آنست كه خلل و حشو اعضا را پر سازد تا بر وضعى كه لائق آنها باشد محفوظ مانند و نيز بدن را گرم نگه دارد و جمع حرارت طبيعى در بدن و حفظ آن از تعرق بكند و نيز لختى منع ضرر سقطه و قرب از بعضى اعضا نمايد و نيز منع نفوذ حر و برد خارجى از باطن بكند و نيز منع ضرر ملاقات صلب از بعضى اعضا نمايد چون گوشت پشت عروقى را كه بر ان مىگذرند و نيز تكيه گاهى بود بعضى اعضا را حق گوشت ران و هر شكل را نيكو دارد و اما لحم غددى كه در پستان و خصيتين و شيب زبان و غيره واقعست بطبع تر بود مائل بگرمى جهت تركيب آن و امّا پيه كه آن بعضى بر پردها و اعضاى عصبانيه مىشود طبيعت سرد و تر و منفعت آن از روى كليه آنست كه بدسومه خود نرم دارد و بعضى اعضاى خشك مزاجى را كه ملاقى آنانند تا جفاف در حركت و تعب مفرط بدانها راه نيابد و نيز اعانت نمايد و هضم بواسطه قبول او مر حرارت
خلاصة التجارب ( طبع قديم ) — صفحة 15
مساهمون: بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )
ص١٥