تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة التجارب ( طبع قديم ) — صفحة 13

مساهمون:

ص١٣
مر فم معده را و نيز در اعتمادات ضروريهء بدنى كوفتى و آسيبى نرسد به اعضاى صلب و نرم چون غضروف گوش بوقت خواب و سه مهرهء نشستگاه در حين نشستن اما رباط كه شبيه است بعصب در سفيدى و نرمى و كشيدگى و صلابت در انفصال و ليكن حس ندارد و سر استخوانها رسته آن را به استخوان ديگر يا با عضله ديگر ربط كرده بطبع هم سرد و خشك بود و منفعت آن از روى كليه آنست كه بستن بعضى صلبه به بعضى بدان مستحكم و نيكو آيد و نيز شفوق و دندانهاى آن با شقوق و دندانهاى عصب بهم نيكو پيچيده و مولف گردد و از ان به جهت سر هر عضله و ترى پديد آيد و نيز با آنها هم آميخته شود و قرح و حشو آن از گوشت آگنده گردد و از ان به جهت سر هر عضله و ترى پديد آيد و نيز ليفها از ان برخيزد و بنحو درهم يافته شود با ليفهاى عصب نيز يافته گردد و از ان غشاى پديد اما عصب كه آن را پى گويند بطبع هم سرد و خشك بود و منفعت آن از روى كليه آنست كه حس و حركت ارادى اعضاى حساسيه و متحركه را بوسيلهء آن پديد آيد زيرا كه نفوذ روح خاص قوت حس و روح خاص قوت حركت از دماغ در اجزاى عصب مستولى بود به بينى اعضاى كه عصب در جرم آن داخل نيست نه حش دارند و نه حركت باراده چون جگر و سپرز و امثال آنها و نيز گوشت را باختلاط غصب قوتى در جرم پديد آيد و نيز از بافته شدن ليفهاى آن در يكدگر چنانچه با رباط غشاء متكون گردد و با نهايت شاخهاى باريك آورده پوست تن متكون شود و منفعت تولد عضله از ان در رباط معلوم و جميع اعصاب حس و حركت از دماغ و از نخاع رسته‌اند در بدن پريشان گشته و در پوست بنهايت رسيده‌اند و نهاد رشتن آنها چنان بود كه يك شاخ عصب از جانب راست دماغ با نخاع بيرون آمده بود و يكى از جانب چپ در مقابل آن با يكدگر جفت جفت گشته مگر يك عصب فرو كه فرود و نهايت همه است و مجموع سى و هفت جفت و يك فرد بود هفت جفت آن از نفس دماغ رسته است و اكثر آن از منفذهاى استخوانهاى سر به طرف چشم و گوش و صدع و روى و حلق و بينى و غيره بيرون آمده و درين اعضاء اندر قصبهء و شش و حلق و دل و معده و احشاء حجاب پراگنده باشد شده‌ايد و هفت جفت از اوائل نخاع رسته و مهره‌هاى گردن بيرون آمده و دوازده جفت از اواسط نخاع رسته است و مهره‌هاى پشت بيرون آمده و پنج جفت از اواسط نخاع رسته است و از مهره‌هاى قطن كمرگاه بيرون آمده و سه جفت از اواخر نخاع رسته است و از مهره‌هاى عجز بيرون آمده و سه جفت ديگر از اواخر نخاع با نهايت آن رسته است و از مهره‌هاى عصعص بيرون آمده و يك فرد از منفذ مهره آخرين كه منفذ نخاع است بيرون آمده از سر نخاع رسته‌ست