تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة التجارب ( طبع قديم ) — صفحة 14

مساهمون:

ص١٤
اما آنچه اعضاء عاجس فقطاند در طبع قريب باعتدال باشند و بدين سبب حكم آنها در ملموسات صحيح بود و اين اعصاب چون حاكم افتاده‌اند به چشم نرم و لطيف مخلوق گشته‌اند تا به زودى قبول اثر كنند و آگاه ندارند و آنچه اعصاب حركت فقطاند قوى و صلب مخلوق شده تا اندر كار خويش عاجز نيايند و آنچه مركب اند متوسط واقع‌اند در صلابت و لين و از مجموع اعصابى كه از دماغ رسته‌اند جز اعصابى سر و روى و احشاء حش و حركت نيايند و باقى اعضا حس و حركت از اعضاى يابند كه از نخاع رسته‌اند اما عضله كه بعضى بزرگ آن را هيك گوشت خوانند بطبع مائل باعتدال بود در گرمى و ترى و منفعت وى از روى كليه آنست كه بگرمى و احساس مدد كند بعضى اعضا را و نيز تحريك اعضا برحسب اراده بفعل او تمام مىشود چنانچه هرگاه مردم خواهند كه عضوى را سوى خويش آورند يعنى مبداء نزديك سازند قوت محركه بميانچى عصب در عضلهء آن عضو حلول كرده است جهت حركت آن عضو آن عضله را متشنج سازد يعنى اجزاى آن را بهم درنشاند و كوتاه گرداند تا وتر او بدان عضو پيوسته است كشيده شود و آن را بخويشتن كشد و هرگاه بخلاف اين اراده كند آن عضله را نرم گرداند تا وتر ان بجاى خود باز رود و عضو بر نهاد خويش بازآيد و اگر عضوى باشد كه بخواب مختلفه حركت تواند كرد آن را عضلات مختلفه باشد كه چون قوت محركه بروفق اراده آن را بجانبى تحريك نمايد بانقباض عضله موافق آن حركت از جانب آن مخالف عضله آن را منبسط گرداند و على هذا القياس و گاه بود كه بعضى از عضلات بىاراده نيز تحريك عضوى براى مصلحت بدنى نمايد چنانچه حجاب حاخر كه از عضلات سينه است آلات دم زدن را در حالت نوم و غشى تحريك كنند براى تنفس و مجموع عضلات كه جهت اين منافع مخلوق گشته‌اند و بر اعضا قسمت يافته پانصد و بيست و نه عدد بود و نزد اين ابى صادق پانصد هيجده باشد از آن جمله يك عضله تمام پيشانى بود و در عضله رخسار از سر و روى يكى و چهار عضله خاصه لبها و دو عضله بينى و بيست و چهار عضله هر دو چشم و پلكهاى آن از هر چشمى دوازده دوازده عضله فك زيرين سى و دو عضله سر و گردن هيجده از ان خاصهء سر و بيست و هشت عضله حنجره و حلق و عظم لامى شش ازين خاصه عظم و شانزده خاصه حنجره و باقى از حلقوم و به عضله زبان و دوازده و عضله كتفها از هر كتفى شش و بيست و شش عضله حركت بازوها از كتف هر بازوى را سيزده عضله و هيجده عضله ساعدها هر ساعدى را نه عضله و بيست و شش عضله خورده و مشط و انگشتان دستها از هر دستى سيزده و دوازده عضله باسطه و آلات تنفس سينه كه حجاب از انهاست و هشت عضله قابضه سينه و آلات تنفس و هشتاد و هشت عضله