اين مرض سپرز بزرگ شود و سر پهلوها منتفخ گردد و باشد كه تهبج و آماس اندر چشم در وى و در پشت پايها پديد آيد علاج اين تپ همچو علاج غب غير خالصه بود ليكن اينجا بشربتهاى منضج جاى بيشتر جرأت توان كردن و از شربتها بجز سكنجبين ساده و غيره هيچ نبايد داد و آن نيز اينجا كه ضرورتى جهت تقطيع بلغم و غيره افتد توان باد و برقى قبل از نوبت اگر توانند مداومت توانند نمود بىالحاح بسيار و ليكن قى بعد هفته از مرضى بايد بنياد نهاد تا مبادا كه قبل از ان چون معده رنجانيده شود آماسى پديد آيد و غذا پيش از نوبت بشش ساعت يا پنج ساعت يا چهار ساعت توان دارد بغذاها و دواهاى منضج و گرم اينجا بيشتر و زودتر جرات بايد كرد كه اندر ساعت غب غير خالصه و در جمله تدابير اينجا ملاحظهء خلط بلغم بايد كرد تا از كدام صنفست و مناسب آن عمل نمودن چنانچه بلغم ترش و زجاجى را دواهاى قوىتر و گرمتر و لطيفكنندهتر بايد داد و بالجمله رياضت اندك بر گرسنگى و دلك متمادى و نقل به مكان گرم و خشك باعتدال اندرين مرض عظيم نافع بود و تلطيف غذا در اوائل لازم بود چون بنوماش و برنج و ماش مقشر و يا در مرق جوجه مرغ بعد نضج واجب شود براى حفظ قوت و يا گوشت مرغ بعد چهاردهم و نخود آب به گوشت كبوتر بعد بست و يكم و بعد هفته بجاى آب ماء العسل و شويب آب و طبيخ باديان و امثال آن بسيار مفيد باشد و تقويت فم معده بضمادات مقوى مناسب واجب بود و سفوف مقوى و كل ابكنى و اشباه آنها بر بالاى طعام و آب نيكو بود و در آخر روز بر بالاى طعام كنى مقوى ترش و مهارس عظيم نافع باشد و ادرار بماء الاصول گرمتر و اسهال بحب حتسپال بعد نضج بسيار مناسب باشد و رفع نوبتها بمعجون حافظ الصحة در عسل آب بسيار مناسبتر از حب الشفا باشد و گاهى غذاى نان و عسل مفيد آيد بتخصيص با معجون مذكور و در اوقات سرد مردم پير و سردمزاجان غير جوان و صاحب ماده سخت غليظ را هر روز بعد از ان كه استفراغ قوى كرده باشند دو دانگ ترياق فاروق با نيم درم مشروديطوس و امثال آن هم بسيار نافع آيد و آنجا كه تهج اندر پشت و چشم در وى و آماس در پايها پديد آيد هر روز بر ناشتا قرص كل جالينوس در آب باديان و سكنجبين كم ترشى بايد داد و در اواخر بلغمى نائبه حمام و آبزن كه اندر آن قوت اكليل و بابونه و و ابخره باشد بسيار مناسب بود و گفتهاند كه يك مثقال بزر ابخره سفيد كوفته در عسل سرشته قبل از نوبت خوردن جهت غلبهء لرز و طول برد نافع بود ليكن بعد منضج و تنقيه امّا اگر گاهى كه حرارت غالب مىباشد بدين نوع گرميها دادن جرأت نبايد نمود و در بستن تپ و تدابير دستور همانست كه در غب غير خالصه معلوم شد
خلاصة التجارب ( طبع قديم ) — صفحة 113
مساهمون: بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )
ص١١٣