تا گرم شود و گاه باشد كه از مادهء مرض بخارى غير متعفن به ظاهر صعود كند و اندك گرمى كند و از مخالطهء سرديها زود سرد شود و مدد برد ظاهر گردد و علامات اندر بلغمى ظاهر بود و مدت اين تپ از شطر الغب درازتر باشد علاج اين قرب بعلاج مواظبه باشد و ليكن بگرميها اينجا آن جرات نتوان كردن و دلك متمادى و گرم داشتن تن عظيم نافع بود اينجا و باشد كه سبب اين تپ صفراوى سخت غليظ باشد كه اندر قعر تن عفونت پذيرد و چيزى از ان تحليل نيابد كه به ظاهر رسد و گرم كند و حرارت از برون متوجه درون گشته باشد و بيرون سرد مانده و اينجا علامت صفرا ظاهر بود و علاج اين قريب بعلاج غب غير خالصه باشد و دلك اينجا عظيم نافع آيد و اللّه اعلم
و امّا تپ ربع
آنچه لازمه باشد چون وجود آن نادر است استخراج علامات و علاج آن محول بعلامات و معالجات باقى تپهاى سوداوى بود امّا ربع دائره از تعفن خلط طبيعى و غير طبيعى هر دو افتد همچو حميات بلغمى و از هر خلطى حاصل شدن خاص بود بربع و بيشتر حدوث آن بعد تپهاى عفونى مركب و غير مركب باشد جهت ترمد اخلاط غير مستفرعه فاسده فاضلة و گاه باشد كه بعد از ورم طحال پديد آيد و اكثر تپهاى ربع كمخطر بود جهت طول آسايش و ليكن دراز كشد و اغلب چون از هفت ماه بگذرد بسال رسد و باشد كه مادهء وى سخت خام باشد تا دوازده سال بدارد و آنچه سخت دراز كشد و يا خود با ورم طحال بود در اكثر باستسقا منتقل گردد و اسلم ربع آن بود كه از ورم طحال خالى بود و ربع سليم به جهت كندن حركت ناقص مواد را از محل مستقر و تحليل كردن حرارت مر آن را از بسيار مرضهاى سوداوى چون صرع و ماليخوليا و تشنج خلاصى دهد و هر ربعى كه در صيف افتد زودتر از ربع خربقى زائل گردد همچو مواظبه جهت گشادگى مسام و تحليل يافتن و پخته شدن ماده باعانت هواى صيف علامت ربع دائره آنست كه نخست اندك سرما و لز كند پس حرارتى هموار نرم پديد آيد بىنمناك از بخار تر جهت دخانيت ماده و هر نوبت سرما و لرز زياده مىشود تا وقت انتها جهت آنكه هرچند ماده سرد و غليظ بنضج ترقيق مىيابد نفوذ او نفوذ بخاراتى كه ازو متصاعد مىگردد در اعضا بيشتر مىشود و هرگاه تمام نضج يافت نكايت كيفيات و شر او تمام كسر مىيابد و سرماى اين گاهى در استخوان باشد چنان كه پندارد كه مىشكند و چنان به درد آيد كه دندانها بيگدگر زند جهت رسيدن ماده عفن باغشيهء محيط باستخوانها و عسر اندفاع مادهء غليظ مدت نوبت ربع خالصه بيست و چهار ساعت باشد و مدت آسايش ميان نوبتها چهل و هشت ساعت بود و سبب اين آنست كه چون خلط سودا اندكست و غليظ و بر جمع گردد در محل تعفن و بواسطهء يبس و برد دبر قبول عفونت كند و حفظ حرارت نيز