تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة التجارب ( طبع قديم ) — صفحة 111

مساهمون:

ص١١١
و مرض بدورى كشد و فساد آن بجگر بازدهد و باستسقا كشد و انگاه علاج مشكل گردد و آنجا كه صداعى باشد بحقنه و شياف شكر فرود آوردن مناسب بود و از تدابير كه در غب غير خالصه جهت تپ مذكور شده و از آنچه در نائبه بلغمى بعد ازين مذكور مىشود آنچه مناسب بود به محل احتياج به كار بايد داشت غير از محذرات در فانير سنه احدى و تسعماة سفر عراق اتفاق افتاد فرزند من عين الدوله در سن چهارده بود در راه خرپزه و ماست و دوغ و كليچه بسيار مىخورد و گاهى با آنها آب شور مىخورد و معده او ضعيف شده بود در كاشان بريان خورد و امتلا كرد و شربت ليمون به يخ سرد كرده با آن واقع شده بود و آب سرد و حركت عنيف بعد از ان كرد در گرما حمى لثقه پيدا كرد و چون هواى موضع گرم بود و عنف حركات سفر واقع شده در اوائل بگرمى دادن رخصت ندادم و تا هفته ماش برنج و هندوانه و گاهى اندك تمر يا آلو مىدادند شبها و نيمروزها و بعد غذا و آب گرم‌تر مىشد و آخر شب و صباحها خنك‌تر مىبود و هيچ عرق نمىكرد و بعد هفته سرفه پيدا كرده بالضرور بهواى بهتر نقل لازم بود بكجاوه و شتر او را يك منزل برديم از كوفت راه تپ درو اعضا پيدا كرد چنانچه از حركت شتر برنج بود گاهى لحظه بر چهارپائى او را سوار مىكرديم و گاهى بكجاوه و بدين حيل به نظر وقتم و جهت تسكينى سرفه لازم شد كز انگبين در دهن گرفتن و گاهى نبات و اين خود جهت تپ هم مفيد مىآمد اندكى چون بنهم رسيد و هواى خنك نظر دريافت هندوانه و ترشى بازگرفتم و مائعات نيز كمتر مىدادم و اندك سيب شيرين تجويز كردم و نيك بود و به هيچ غذا غير اماح ميل نداشت بالضرور در شبانروزى دو نوبت اندكى از ان مىدادم و جهت تقويت معده بر بالاى اماح كفى سفوف مقوى مىخورانيدم به زور و تشنگى كم داشت و آب گرم مىخورد و بدين تدابير تفاوتى عظيم در دردها و تپ و سرفه او شده و شبها بعد نيم شب اندك عرقى در سينه و گردن او پيدا مىآمد و هرچند فرسخ پالوار و شبگير آهسته مىرفتم روز پانزدهم در اصفهان نزول شد و او را آن مقدار قوت بدين تدابير شده بود كه سواره يك فرسخ و دو فرسخ بىكلفت مىتوانست رفتن و تپ در اوائل روز كم ظاهر بودى و بعد پانزدهم پرهيز نمىكرد و طعامهاى قوىتر مىخورد و امّا بميوه‌ها كمتر رغبت مىنمود و ملازمهء سفون بر بالاى طعام و آب مىنمود بيست و سوم صحت تام يافت و و اللّه اعلم

و امّا حمى

مواظبه بدانكه عفونت بلغم در خارج عروق بيشتر در جايهاى خالى افتد چون دماغ معده و اشباه اينها و اقل اوقات ابتداات اين تپ هيجده روز بود و اقل اوقات اقلاع آن ما بين چهل و شصت روز بود جهت خامى و غلظت و غلبگى خلط و اسلم اين حمى آن بود كه فرات آن تمام بود
خلاصة التجارب ( طبع قديم ) — صفحة 111 | بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )