تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة التجارب ( طبع قديم ) — صفحة 108

مساهمون:

ص١٠٨
گاهى است كه عظيم مفيد مىآيد و در نائبه بيشتر اثر ظاهر مىگردد و بسيار را ديدم كه بدين طريق صحت يافتند و و بىآن نيست كه اعراض نفسانى و توجه خاطر مريض را نيز درين گاهى دخلى باشد چنانچه در آمدن نوائب دخلى دارند و ادعيه و اعمال كه از هنديان درين به آب نافع ديده‌ام نيست اما

افسونهاى تپ

نبدانيست او اون نارسنك نون برا پر كون پير كپال و اكنّى جوگنى دينه‌بند بهوتان حبى كر بالاده دة و بنت و درو تحنث تره لون و آگره هر پرنث اپى كلاو با دتت پر كلا جورتت گيان دهان چاى بهيو التى بهيد پلتى كيا دار كرى سرى كورك را و سيمسنكر سوناست ديگرى او اون اجى مير پرنت اچتمال رآجا اچيد يرانى آچپال كسى سات تپرايك جر آنيد هون دو جر آبند هون تبر جر آبند هون جاوتا پندهون تنيار آپند هون اجيزانى كى سارى لره جپت نپذچره برى بكت كوركى سكت

و طريق بستن تپ

نوبت بدين افسونها آنست كه پيش روز نوبت قدرى ريسمانى كه از پشم بره سياه بز كنده بدين نيت و دختر بكر آن را رشته باشد به همين نيت بستانند و بوقت غروب آفتاب بتخصيص عصر چهارشنبه در محل خلوت يكسر آن را بجانب بيخ علف كره كيدار كه تركان آن را بدرقاق گويند و در رى آن را نوجك نامند و آن علفىست كه بار آن خارهاست كوچك و گرد شبيه به استخوان زبتون و در چراگاه بر موى حيوانات بسيار مىچسبد و برگ آن علف شبيه است ببرگ بادنجان به‌بندند و در حين بستن سه كرت بگويند جآگ جآگ ميرى كاجكآلاك و نام مريض ببرند و نيت كنند بستن تپ او را و قدرى نمك درياى آن علف بدين نيت بريزند و سنگى بر ان باقى ريسمان نهند و بگذارند تا صباح روز نوبت انگاه صباح قبل از طلوع چنانچه هنوز سخن نكرده باشند آن علف را از بيخ بركنند دم گرفته به نيت مذكور و درين حين سه كرت همان الفاظ را بگويند و آن ريسمان را غير از محل بستن زوايد آن را به نيت گسستن تپ مريض بكنند و سه تو كنند و يا قدرى اين علف ببرند و ميان اين ريسمان سه تو را بران نهند و افسون دوم را مىخوانند چون بلفظ چيت نپذ چره ؟ رسند قبل از ان نام محموم ببرند مثل آنكه بگويند محمد كآبارند كآو برين قياس و در حين تمامى منتر ميان اين ريسمان را بر ميان پنج گره زنند و افسون را بر ان دمند طاق و باز از هر طرف سر ريسمان را همين افسون خوانده و تام محموم برده و دميده جدا گره بزنند و بعده اين را بر گردن محموم بندند و در حين بستن هر دو منتر را بخوانند بنام محموم و در وقت آخر بريسمان دمند و گره زنند و سه نوبت بخوانند و هربار يك گره زنند و درين وقت لادن نزد محموم بخور كنند انگاه طاسى پاك را پر آب كنند و كاردى برهنه پولادين بر آن بكشند